به نام خداوند
موضوع : اطلاع رسانی در خصوص حادثه ی مربوط به در گذشت دکتر زهرا در بازداشتگاه ستاد امربه معروف سپاه پاسداران استان همدان
این اطلاع رسانی برای پاسخ به برخی از اظهار نظرهای غیر کارشناسانه و غیر مسئولانه ی برخی از جراید توسط خانواده ی مرحومه صورت گرفته است تا بیش از این از حقوق حقه ی مرحومه کاسته نشود. مسلما مراجع رسمی قانونی و وکلای مرحومه موارد لازم دیگر را در صورت نیاز به اطلاع خواهند رساند.
این حادثه ی ناگوار در استان همدان اتفاق افتاده است . مردم این استان همواره به همه دان بودن شهرت داشته و از این بابت مطمئن هستیم که حس خداجویی و حقیقت طلبی سرلوحه ی تمامی مردمان این آب و خاک می باشد.
پیرو یادداشت " پشت چراغ قرمز " روز سه شنبه مــورخ 24 مهــرماه در روزنامه هگمتانه و دیگر موارد در روزهای 25 و 26 مهرماه ذکر موارد زیر را ضروری می دانیم. امید است با اصلاح نقطه نظراتی که غیر کارشناسانه مطرح شده است مراتب نارضایتی خانواده و فرهیختگانی که نسبت به این متن رنجدیده خاطر گشته اند در اولین فرصت برطرف گردد.
1- مرحومه دکتر زهرا ب با 27 سال سن، رتبه ی 26 پذیرفته شده رشته ی پزشکی شهر تهران و فارغ التحصیل دانشکده پزشکی تهران در سال 1385، متولد و ساکن تهران، در حال انجام داوطلبانه طرح خدمات پزشکی برای مناطق محروم کشور در تاریخ 15/12/1385 به مناطق دور استان همدان و مجاورت استان کردستان اعزام شده و تا تاریخ 19/7/1386 در این مکان با سمت پزشکی مشغول به خدمت بوده است . عنوان دانشجو بودن و یا در حال تحصیل مخالف واقعیت مطرح شده می باشد. در ذیل کارت عضویت پزشکی ایشان و شماره مهر نظام پزشکی قابل رویت می باشد. مرحومه علی رغم اینکه می توانسته به جهت آزاده بودن پدر خود از انجام دوره ی طرح معاف باشد به دلیل شوق به خدمت بیشتر داوطلبانه برای این وظیفه پیش قدم شده است. جای تاسف است در صفحه ی 7 این روزنامه از مهمان نوازی همدانی ها گفته می شود ولی از داوطلب تهرانی برای انجام خدمت به عنوان دانشجوی متهم مجرم سخن گفته می شود.
2- طبق گواهی پزشکی قانونی علت فوت فشار بر عناصر حیاتی گردن توسط جسم رشته مانند و قابل انعطاف و عوارض ناشی از آن تعیین شده است.ساعت معاینه جسد 9 صبح روز یک شنبه 22/7/86 و زمان فوت حدود ساعت 9 شب شنبه 21/7/86 تعیین گردیده است.
مرحومه در روز جمعه مورخ 20/7/1386 ساعت 10 صبح در محوطه پارک همدان توسط ماموران ستاد امربه معروف به دلیل نامشخص بودن وضعیت تاهل به ستاد منکرات انتقال می یابد .در حالیکه طبق ماده 15 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب ماموران ستاد امر به معروف و نهی از منکر نمی توانند ضابط دادگستری محسوب شوند و برای بازداشت یا هر عنوان دیگر نیروی انتظامی مسئول انجام این کار بوده است. ضمن آنکه دقایقی قبل از این بازداشت به گفته ی نامزد مرحومه ماموران نیروی انتظامی در محل در حضور تمام افراد داخل پارک از ایشان سوالاتی را کرده و مشکلی را ندیده اند.
در روز شنبه ساعت 11 صبح ( حدود 10 ساعت قبل از وقوع حادثه) پس از یک شبانه روز به خانواده ی ایشان اطلاع می دهند که به ستاد همدان مراجعه نمایند بدون آنکه اجازه ی گفتگو با فرزند خود را داشته باشند و علی رغم اصرار خانواده از این امر خودداری می شود. پدر ایشان در همان روز عید فطر از تهران عازم همدان می شود. در ساعت 45/20 همان روز مرحومه این امکان را می یابد که با تلفن همراه برادر خود تماس تلفنی داشته باشد و در طی این گفتگو اذعان می دارد که دارای مشکلی نیست و منتظر مراجعه پدر خود می باشد. در ساعت 45/21 پدر مرحومه به ستاد رسیده و جویای مسئله می شود اما مسئولین ستاد با برخوردی نامناسب وی را از دیدن فرزندش منع کرده و بیان می کنند فردا امکان ملاقات با وی داده می شود. متاسفانه صبح روز بعد پدر مرحومه به پزشکی قانونی فرستاده شده و جواز دفن فرزند خود را دریافت می دارد.
اولیای این مرحومه طی مراحل معمول شکایت خود را به مراجع ذیصلاح قانونی اعلام داشته اند که این پرونده در حال پیگیری می باشد. حائز اهمیت است این می باشد که موارد مهم ذیل قابل تعمق و پیگیری قانونی بوده و طبعا بسیاری از موارد دیگر بصورت لایحه تسلیم دادگستری خواهد شد:
1- حکم بازداشت 24 ساعته اولیه توسط قاضی کشیک صادر گردیده که در این فاصله هیچگونه تماسی با خانواده ی مرحومه گرفته نشده است. با توجه به موضوع بازداشت که مسئله گفتگوی دو جوان بدون داشتن عقدنامه ی رسمی بوده و موقعیت اجتماعی و شغلی مرحومه و بیماری والدین ایشان که مسافرت برای آنها مشکل بوده است مرحومه در انتظار توجیح مسئولین ستاد بوده که این مسئله لاینحل باقی مانده است. پس از طی این زمان، حکم 24 ساعته دوم که توسط قاضی کشیک در روز عید فطر صادر گردیده نیزدارای نقص نگارشی بوده و بازداشتگاه ناجا از پذیرفتن مرحومه خودداری می نماید. متاسفانه به جهت خستگی و سهل انگاری ماموران مربوطه بر خلاف همان حکم ناقص قاضی رشیدی تصمیم بر این گرفته اند که در محیطی خارج از ضوابط قانونی و بدون وجود زندان بان زن و یا هر زنی که بتواند در محیطی کاملا مردانه تسلی خاطر وی باشد او را در سالنی نگهداری نموده و از حضور وی ساعتها غافل می شوند.
2- عدم اطلاع رسانی به موقع به خانواده ی مرحومه و بازداشت ایشان در آخرین روز ماه مبارک رمضان و روز عید فطـر به هر دلیل و هر شکل ممکن با توجــه به اینکه تلفن همــراه ایشان نیز در اختیــار مسئولین بوده غیر قابل قبول می باشد.
3- نگهداری ایشان بر خلاف دستور صریح و مستقیم قاضی کشیک در محل ستاد و نبردن ایشان به بازداشتگاه زنان ناجا سبب این حادثه شده است که مسئولیت آن بر عهده ی متخلفین می باشد.
4- نه تنها مرحومه دچار وضعیت فشار روحی بوده بلکه پدر ایشان نیز پس از مراجعه به ستاد همدان با بی مهری روبه رو گشته و از پاسخ گویی مناسب و حق مسلم ایشان خودداری شده است. و ایشان شبی را تا صبح بدون هیچ اطلاعی از فرزندشان در شهری غریب سپری نموده اند.
5- متاسفانه از طرف مسئول ستاد به پدر مرحومه اعلام می شود که ایشان با فرد فاسد و اراذل و اوباشی ارتباط داشته است در حالی که این مسئله کذب محض می باشد . اولیای فرد مذکور با همراه آوردن وثیقه برای آزادی پسر خود و مرحومه به ستاد مراجعه می کنند که در نهایت ایشان که کارمند گزینش شده ی یکی از همین سازمانهای کشورمان می باشد، با وثیقه آزاد شده و از همراه بردن مرحومه و تحویل به خانواده ی آن خودداری می شود. پس در غربت نیز کسی بوده که به قید وثیقه مرحومه را برای مورد ساده ی منکراتی ( گفتگوی دو جوان برای زندگی مشترک ) آزاد نماید.
6- متاسفانه نویسنده حتی تلاشی برای یافتن مشخصات مرحومه علی رغم ذکر شایعات فراوان انجام نداده و خانواده ی وی را ساکن کردستان معرفی کرده همچنین امکان تماس با مسئولان دانشگاه؟؟ را از جانب مرحومه غیر ممکن دانسته در حالیکه مرحومه حدود یک سال و نیم در امر طبابت همشهریان این استان مشغول انجام وظیفه بوده است و هیچگونه مشکلی برای ارتباط با خانواده و اعلام مشکل خود نداشته. واقعا این شرح مفصل قید شده کل ماجرای در چند سطر توسط یک روزنامه ی بر روی خطوط جهانی بوده است. شایعه پراکنی در مواقعی بوجود می آید که اطلاع رسانی دقیق و غیر منصفانه وجود داشته باشد. پذیرش خطا، جان از دست رفته ی این عزیز را بر نمی گرداند اما شاید از وقوع حوادث احتمالی دیگر ناشی از تخطی و سختگیری عده ای برای نزدیکان تمام مردم جلوگیری نماید.
با توجه به اینکه مرحومه در خانواده ای تحصیل کرده و مذهبی زندگی می کرده و سالیانی خدمت به مردم را تجربه نموده و با توجه به موقعیت اجتماعی خود و پدر ایشان جای بسی شگفتی است که وی دست به عملی بزند که نتیجه آن نهایتا امضای تعهد نامه ای و یا عقد و ازدواج بیش نبوده . این بخش از قضیه طبعا با شکایت اولیای دم و رسیدگی مقامات ذیصلاح پیگیری خواهد شد.هر چند رد و یا اثبات آن چیزی از مسئولیت سهل انگاری و سختگیری بیش از معمول آنهم در پایان ماه مبارک رمضان نخواهد کاست .
تمامی موارد برای پاکی مرحومه و اشتهار به تدین و خدمت به جامعه و پرورش در خانواده ای مذهبی موجود بوده و بی انصافی خواهد بود که به همین سادگی پشت چراغهای قرمز بمانیم تا دیگران ما را برای حرکت از خواب بیدار کنند.
نقل قول های مختلف و به دور از انصاف سبب رنجش خاطر شدن اذهان، خصوصا جامعه تحصیل کرده و فرهیخته ی کشورمان شده و فقط اگر تمام راویان و روابط های عمومی که تحت فشار، خبرها را یکی پس از دیگر کذب می شمارند به این جملات پایانی توجه نموده و پاسخ دهند مسئله به خودی خود در مسیر صحیحی جریان پیدا می نماید.
اشتباه و سختگیری بی مورد عده ای به نام انجام وظیفه در خصوص شخص تحصیل کرده و پزشک یک جامعه و تخطی از قوانین صریح و مسلم جامعه باعث از دست رفتن جان یک انسان شده و اعتراف به این نیاز به شجاعت و پاکی ادعاهای دیگر دارد. چنانچه این اعتراف صورت می گرفت اکنون تحت فشار جراید نیاز به صدور بیانیه نبود و امر قضایی به هدایت قضات شریف و متعهد این کشور که خود نیز فرزندان جوانی دارند به سهولت بیشتری صورت می گرفت.
ضمنا در خاتمه از تمامی کسانی که در مراسم ختم آن مرحومه شرکت نمودند و باعث تسلی خاطر شده اند ، خصوصا نمایندگان و فارغ التحصیلان دانشکده پزشکی شهر تهران – فارغ التحصیلان مدارس استعدادهای درخشان- مهندسان و پرسنل همکار و کلیه عزیزان شرکت کننده کمال سپاس و قدردانی را داریم.
والسلام و علیکم- 27 مهرماه86
ابوالقاسم ب
پدر مرحومه
( خانواده ی مرحومه ب از چاپ عکس نامبرده، مشخصات خانوادگی وی و مواردی که برداشت شخصی نویسندگان از گفته ها و نوشته ها باشد معذوریت خواسته و رضایتی در این مورد ندارند)
