تبليغاتX
خبرنامه بوعلی سینا
یکشنبه نهم تیر 1387
«طرح هایی نظیر “ارتقاء امنیت اجتماعی” و “گشت ارشاد”، همه ی تلاش های فرهنگی تا به حال را زیر سوال می برند»

 

با چند سوال ساده می توان به افکار و ایده هایی هم چون طرح “ارتقاء امنیت اجتماعی” و “گشت ارشاد” و امثال آن از منظر دیگری نگریست و چالشی جدی در مبانی و پایه های فکری آن ایجاد کرد. از تمامی مسئولینی که از این قبیل طرح ها، که مستلزم کاربرد خشونت و زور هستند می پرسم که مگر نه این است که ۳۰ سال، تمامی نهادهای آموزشی، فرهنگی، تبلیغاتی، رسانه ای، سیاسی و اجتماعی تحت اختیارات مطلق شما مسئولین بوده است؟ مگر نه این است که دختران و پسرانی که هم اکنون محتاج “ارشاد” سربازان نیروی انتظامی هستند آن هم با تهدید و خشونت، همان کودکان و نوجوانان دیروز هستند که کتاب های آموزشی آن ها زیر نظر شورای عالی انقلاب فرهنگی تدوین می شود؟ مگر شما مدعی نیستید که فرهنگی متعالی را در کتاب های آموزشی نظام درسی به کودکان و نوجوانان و جوانان این کشور ارائه می دهید؟ مگر نمی گویید که مردم ما به خاطر اسلام انقلاب کردند؟ مگر سازمان هایی نظیر سازمان تبلیغات اسلامی نهادهایی زیر مجموعه ی نهاد حکومت و دولت نیستند؟ مگر جز این است که صدا و سیما هر روز و هر روز و به انواع و انحاء مختلف مشغول تبلیغ و آموزش فرهنگ دینی است؟ مبالغ هنگفتی که از بودجه ی کشور به صدا و سیما تعلق می گیرد مگر می شود که جز برای آموزش و تبلیغ و ترویج فرهنگ دینی صرف شود؟ مگر نه این است که طلبه ها و روحانیون حوزه ها مبلغین دین هستند و برای این کار تربیت می شوند؟ مگر غیر از این است که در تمامی شهرها و روستاهای این کشور مساجد بسیاری ساخته شده است که هر کدام حداقل یک روحانی مبلغ دین در آن رفت و آمد می کند و منبر می رود و موعظه می کند؟ مگر هر هفته، روز جمعه در تمامی شهرهای کشور نماز جمعه به امامت یک روحانی که وظیفه اش آموزش دین و فرهنگ دینی است برپا نمی شود؟ تمامی مبالغی که برای نهادهایی هم چون “امر به معروف و نهی از منکر” و یا “بسیج” در نظر گرفته می شود مگر می تواند هدفی جز دفاع از دین و فرهنگ و تفکر دینی داشته باشد؟

 

اگر غیر از این است پس هدف چه بوده و چیست؟ اما اگر هدف تمامی نهادها و سازمان های مختلف که ذکر برخی از آن ها رفت همان است که گفتم، پس چرا پس از گذشت ۳۰ سال باز هم ناچاریم از زور و تهدید و مجازات سخن بگوییم تا فرهنگ دینی را ترویج کنیم؟ تا جایی که امکان داشته است از ورود و تبلیغ و ترویج فرهنگ غرب و شرق به این کشور جلوگیری به عمل آمده است. از ممنوع بودن ویدیو تا ممنوع بودن ماهواره و فیلترینگ سایت ها و پارازیت های رادیویی و… همه و همه تا به حال با جدیت تمام پیگیری و اعمال شده است. پس چرا هنوز از مدهای لباس و موی سر غربی و شرقی سخن می گوییم و برای کسانی که این قبیل لباس ها و مدل موها را داشته باشند مجازات تعیین می کنیم؟

 

مشکل کجاست؟ آیا فرهنگی که تبلیغ می کنیم، فرهنگ رسا و مطابق روز و جذابی نبوده است؟ آیا از کمبود شدید آموزش صحیح فرهنگی رنج می بریم؟ آیا از مبلغین و مروجین ناکارآمدی استفاده شده است؟ آیا نگاه به مقوله ی فرهنگ نگاه غلطی بوده است؟ آیا دولت را متولی فرهنگ دانستن نگاه اشتباهی است؟

 

مسلما یک جای کار می لنگد که پس از سال ها تلاش و کوشش و صرف هزینه های بسیار، هنوز هم محتاج استفاده از زور و خشونتیم تا فرهنگ دینی را با اجبار به کله ها فرو کنیم، و گرنه می بایست وضعیت جامعه ی شرعی ما اکنون به گونه ای باشد که بعد از این همه کار و تلاش فرهنگی به ندرت باشند کسانی که نیاز به ارشاد سربازان گشت ارشاد داشته باشند.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:57  توسط تحريريه خبرنامه  |