چند هفته پیش دانشجویان دانشگاه تربیت معلم پس از نزدیک به دو هفته ایستادگی و مقاومت به نتیجه مطلوبی، که کسب حقوق صنفی شان بود، رسیدند و شاد و سرخوش، پیروزی خود را جشن گرفتند. چندی بعد دانشجویان زنجان نیز پس از کمتر از یک هفته مقاومت به نتایج مد نظر خود رسیدند.
دامنه سوء مدیریت مدیران انتصابی در دانشگاه ها آن چنان گسترده شده که روزی در دانشگاه شیراز اعتراضات چند هفته ای برپاست. بلافاصله پس از عید اعتراض دانشجویان دانشگاه امیرکبیر به حکم ناعادلانه سه دانشجوی بیگناه این دانشگاه صورت می گیرد. پس از آن اعتراضات دانشجویان دانشگاه سهند تبریز سر بر می کند و با اعتصاب غذا همراه می شود. چندی بعد دانشجویان دانشگاه کرمان به اعتراض برمی خیزند. هنوز شعله اعتراض دانشجویان کرمانی خاموش نشده، اعتراض و اعتصاب تربیت معلم را فرا می گیرد. تربیت معلمی ها پس از کشاکشی دو هفته ای به حقوقشان می رسند، اما مسمومیت گسترده دانشجویان دانشگاه همدان است که بار دیگر موجب اعتراضات دانشجویی در این دانشگاه می شود. همدان حل و فصل می شود، زنجان منفجر می شود!
در این مقاله کوتاه قصد دارم به مسئله ای که در این میانه شلوغ و پرهیاهو معمولا کمتر مورد توجه همگان قرار می گیرد، اشاره کنم. آن هم نحوه عملکرد و واکنش دانشجویان دیگر دانشگاه ها در قبال مسائلی است که دوستان دانشجویانشان درگیر آن هستند.
یکی از علل پیروزی دانشجویان تربیت معلم بدون شک همبستگی گسترده دانشجویان با آن ها بود. از بیانیه روابط عمومی دفتر تحکیم، تا بیانیه ۴۰ امضایی انجمن های اسلامی دانشجویان و بیانیه های که به صورت موردی انجمن ها در حمایت از دانشجویان متحصن تربیت معلم صادر کردند. آن طور که شنیدم حتی قرار بود در چند دانشگاه اعتصاب غذایی در حمایت از دانشجویان این دانشگاه شکل بگیرد که پس از اعلام پیروزی دانشجویان تربیت معلم، این قضیه منتفی شد. دانشجویان دانشگاه های مختلف به راستی حق مطلب در خصوص دانشجویان شجاع و توانای تربیت معلم ادا کردند.
حال این تصویر را در مقابل تصویر اعتراضات دانشجویان مظلوم و مهجور دانشگاه شیراز، در اسفند ۸۶، بگذاریم. تجمعات شبانه روزی دو هفته ای که از شدت شور، گاه عابرین گذرنده از خیابان های اطراف دانشگاه را هم برمی انگیخت. البته ویژگی خاص زمانی اعتراضات دانشگاه شیراز و مطالبه دانشجویان این دانشگاه را نیز نباید از نظر دور داشت. چرا که اتفاقاتی که در اسفندماه و در آستانه تعطیلات نوروز بروز می کند، بنا بر رسم نانوشته ای کمتر مورد توجه افراد، رسانه ها و افکار عمومی قرار می گیرد. خاصه آن که آن اتفاقات با انتخابات مجلس نیز همزمان شده بود. دانشجویان دانشگاه شیراز گرچه تجمعشان پر شور و عزمشان بر حصول مطالبتشان جزم بود، اما خواسته خود (تغییر رئیس دانشگاه) را کمی بلندپروازانه انتخاب کرده بودند، که در شرایط حاکم پس از روی کار آمدن دولت نهم کمی دست نایافتنی می نمود.
فارغ از شرایط زمانی و مسائل موجود پیرامون تجمعات اعتراض آمیز دانشجویان دانشگاه شیراز، آن چه به وضوح به چشم می آید این است که آن اعتراضات کمتر مورد توجه فعالین دانشجویی قرار گرفت، بسیار کمتر از آن چه بتوان آن را به بهانه زمان خاص و شرایط آن توجیه کرد. سوالی که مطرح است این است که به چه علت مطالبات دانشجویان تربیت معلم این گونه در معرض توجه فعالین دانشجویی قرار گرفت، تا آن جا که حتی برخی تصمیم گرفتند در حمایت از این دانشجویان، در دانشگاه خود برنامه اعتصاب غذا اجرا کنند، اما تجمعات مشابه در دانشگاه شیراز، فعالین دانشجویی را حتی در حد صدور یک بیانیه حمایت چند خطی برنیانگیخت؟!
نگارنده حمایت گسترده از دانشجویان دانشگاه تربیت معلم را بی ارتباط به بحث های داخلی دفتر تحکیم، که اخیرا وسعتی بیش از پیش یافته، و نزدیک بودن انتخابات شورای مرکزی این اتحادیه نمی داند. البته ممکن است عده ای این دیدگاه را نپسندند و آن را نگاهی از ورای عینک بدبینی تلقی کنند. اما به نظرم هیچ علتی وجود ندارد که تجمعات دانشجویان شیرازی، تبریزی، کرمانی و… این گونه مورد کم توجهی قرار گیرند. اما اندک اندک هر چه به انتخابات اتحادیه نزدیک می شویم، فعالیت افراد در بدنه تحکیم شکل بسیار گسترده ای به خود بگیرد. شاید همه ما این حالت (فعالیت گسترده تر افراد حین نزدیک شدن به انتخابات) را در دانشگاه های خود و در زمان برگزاری انتخابات شورای مرکزی انجمن هایمان نیز بارها تجربه کرده باشیم.
همان طور که همگان می دانند افراد در مقابل وظایف قانونی یا اخلاقی که بر دوششان قرار دارد، در مقابل دو عامل کنترلی درونی و بیرونی قرار دارند. عامل درونی وجدان اخلاقی و انسانی افراد است و عامل بیرونی بازخواست عمومی و در نهایت رای اعتماد عامه مردم. حاکمیت های دموکراتیک و غیردموکراتیک به درستی نشان داده اند که عامل کنترل درونی به تنهایی برای الزام افراد به انجام وظایف خود کارساز نبوده و بدون وجود عامل بیرونی، جامعه، حکومت و یا حتی یک تشکل سیاسی-اجتماعی به بیراهه خواهد رفت.
به زعم نگارنده ربودن گوی رقابت در کمک و حمایت از دانشجویان دانشگاه تربیت معلم در میان اعضای فعال در دفتر تحکیم وحدت یکی دیگر از مواردی است که بر مدعای فوق (موثر بودن عامل کنترل بیرونی) مهر تایید می زند.
البته به نظر من حق مسلم هر فرد در هر مجموعه ای است که به تلاش و تکاپو جهت اثبات توانایی هایش و اخذ رای اعتماد آن مجموعه بپردازد، حتی اگر این تلاش را به قصد مطرح کردن خویش انجام دهد. اصولا دموکراسی چیزی جز این نیست و اتفاقا همین مسئله یکی از حسن های دموکراسی است که افراد و نیروها را به فعالیت و جنب و جوش وا می دارد.
سوالی که اکنون مطرح است این است که در یک مجموعه دانشجویی که از یک سو در راس مجموعه قرار گرفتن، به خودی خود، واجد هیچ گونه امتیاز سیاسی، اجتماعی یا اقتصادی نبوده و از سوی دیگر این مجموعه اخلاق و حساسیت نسبت به حقوق هم نوع را سرلوحه کار خویش قرار داده، چرا برخی از افراد صرفا در ایام نزدیک به انتخابات شورای مرکزی فعالیت خود را شروع می کنند و این فعالیت را درست یک روز پس از نشست خاتمه می بخشند؟!
این مسئله نمایانگر چند ضعف عمده در پیکره دفتر تحکیم وحدت است. وجود چنین موضوعی حکایت از آن دارد که اعضای مجموعه، خواسته یا ناخواسته، خود در مرحله عمل برخلاف آرمان ها و شعارهایی که سر می دهند، حرکت می کنند. بدین معنا که نیروهایی که دم از اخلاق گرایی و وفاداری به رای مردم می زنند و از فقدان این دو نزد حاکمان انتقاد می کنند، خودشان در مقیاسی کوچکتر بدان پایبند نیستند. چرا که اگر چنین بود کلیه افراد در مجموعه دفتر تحکیم بایستی همواره نسبت به پایمال شدن حقوق دانشجویان حساس باشند و در مقاطع مختلف واکنش مناسب را از خود نشان دهند.
از این زاویه به اعضای شورای عمومی دفتر تحکیم انتقاد دیگری نیز وارد است. در مجموعه دفتر تحکیم وحدت همواره فقدان حافظه تاریخی در ملت ایران مورد انتقاد و ملامت بوده است. حال این سوال مطرح است که چرا دانشجویانی که خود، مردم را به علت فقدان حافظه تاریخی ملامت می کنند، در هنگام قضاوت و رای دادن به حافظه تاریخی شان تکیه نکرده و فعالیت های چند هفته اخیر هر کاندیدا را مد نظر قرار می دهند. بی شک وجود همه ساله این مساله در بین برخی از افرادی که قصد کاندیداتوری در انتخابات شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت را دارند، بدون آن که زمینه مساعد آن در میان اعضای بدنه وجود داشته باشد، غیرممکن است.
این مسئله معلولی است که باید علت یا علت های آن را یافت و آن ها را بر طرف کرد. لذا بایستی اعضای انجمن های زیرمجموعه دفتر تحکیم همواره نقش نظارتی خود را بر نحوه فعالیت دیگر اعضا داشته باشند و کارنامه آن ها را در طول سال رصد کنند. در پایان یک دوره نیز بایستی با رجوع به کارنامه هر کاندیدا، چه در سطح تحکیم و چه در سطح دانشگاه متبوع آن فرد، به کاندیداهای مورد نظر با معیارهای درست رای اعتماد داد.
