تبليغاتX
خبرنامه بوعلی سینا
سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386
اپيزود اول؛ سه‌شنبه 16 بهمن 86 ـ كردستان ـ سنندج ـ دانشگاه پيام‌ نور

امتحانات پايان يافت اكنون دانشگاه شلوغ است. براي اطلاع از نتيجه امتحانات و همچنين گرفتن برنامه كلاس‌ها در ترم جديد. ازدحام زياد است و صحبت از امتحانات و سردي هوا، البته ترجيع بند صحبت‌ها، ابراهيم لطف‌الهي است درست يك ماه پيش سر جلسه امتحان تجارت دستگير شد او دانشجوي سال آخر حقوق بود. مي‌خواست وكيل شود و از حقوق مردم دفاع كند.


هم كلاسي‌هاي او آمده‌اند تا برنامه كلاس آخرين ترم تحصيلي‌شان را يادداشت كنند كم‌كم جلو برد اطلاع‌رساني رشته حقوق تجمع زياد مي‌شود انگار خبر مهمي آنها را مبهوت كرده است و بغض‌آلود. در ميان برنامه‌ كلاس‌ها برنامه پزشكي قانوني هم اعلام شده است تا دانشجويان ترم آخر حقوق به صورت عملي با اين علم آشنا شوند به همين دليل آنها را در هفت گروه شش نفره تقسيم نموده تا هر گروه در زمان تعيين شده با حضور در پزشكي قانوني سنندج با تشريح يك جسد، علت تامه مرگ را از زبان كارشناسان بشنوند شايد روزي به كار آيد.


اما گروه پنحم نگاه‌هاي بيشتري را به خود جلب كرده است. 1ـ شهلا غريبي، 2ـ حميده كريمي 3ـ شبنم كريميان 4ـ حمزه كشاورز 5ـ ابراهيم لطف‌الهي 6ـ خسرو محمد‌ويسي. شش عضو گروه پنجم هستند كه بايد روزهاي اول، دوم و چهارم اسفند به پزشكي قانوني بروند. آنها مي‌روند اما ابراهيم نمي‌رود. ابراهيم ...


 


اپيزود دوم؛ سه‌شنبه 16 بهمن 86 ـ كردستان ـ سنندج ـ دادگستري ـ طبقه زيرزمين ـ شعبه سوم بازپرسي.


آقاي صالح نيك‌بخت همراه با موكل خود، پدر ابراهيم بعد از چهار ساعت تمام از شعبه بيرون مي‌آيند. برادر كوچكتر ابراهيم بلافاصله از آقاي نيك‌بخت مي‌پرسد آيا بازپرس با نبش قبر و كالبد شكافي موافقت كرد؟ آيا ابراهيم به پزشكي قانوني مي‌رود؟


آقاي نيك‌بخت اميدوار است.


اپيزود سوم؛ اول اسفند 86 ـ كردستان ـ سنندج ـ خيابان شهيد تعريف ـ ساختمان پزشكي قانوني ـ سالن تشريح.


گروه پنجم دانشجويان حقوق بدون ابراهيم پنج نفره شدند: شهلا، حميده، شبنم، حمزه، و خسرو آمده‌اند اساتيد نيز. پسرك جواني آن طرف ايستاده و به دانشجويان خيره شده است. قيافه‌اش انگار آشناست! شبيه چه كسي است؟ براي چه آمده است؟


جلوتر مي‌آيد بچه‌ها اورا مي‌شناسند اسماعيل است. امروز قرار است پزشكي قانوني علت تامه مرگ برادرش را اعلام كند. صداي آمبولانس سلام و احوال‌پرسي آنها را ناتمام گذاشت. ابراهيم به پزشكي قانوني مي‌آيد اما نه براي ياد گرفتن، براي ياد دادن، نه براي از ياد رفتن، براي به خاطر سپردن. گروه پنجم كامل شد ابراهيم آمد ...


 


اپيزود آخر؛ كردستان ـ سنندج ـ سال 87


احمدي‌نژاد براي بار دوم به استان كردستان آمد آقاي مجتهدي بازهم با تقديم يك دست لباس كردي به استقبال او رفت، اتحاديه دمكراتيك دانشجويان كرد نيز دومين نامه سرگشاده خود به احمدي‌نژاد را نوشت اما بر خلاف نامه طولاني قبل نه اعتراض به محروميت از تحصيل و سه ستاره شدن و نه اعتراض به بازداشت دانشجويان و نه هيچ اعتراض و انتقاد ديگري. اين‌ بار نامه‌اي در يك جمله:


 


با سلام؛


احمدي‌نژاد فقط يك درخواست؛


«امنيت جاني حق مسلم ماست»


والسلام


مختار زارعي


 منبع: سایت خبری دانشجویان کرد

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 14:33  توسط تحريريه خبرنامه  |