تبليغاتX
خبرنامه بوعلی سینا
شنبه بیست و نهم تیر 1387
تحسين می کنم احمد باطبی را که با هوشمندی می گويد تصميم دارد به هيچ کدام از نوشته ها پاسخ ندهد. من فقط از اين نگرانم که يک روز خبردار شويم که احمد باطبی به ايران برگشته و به جمهوری اسلامی پناهنده شده و يکراست رفته خودش را به زندان اوين معرفی کرده است!
ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 16:35  توسط تحريريه خبرنامه  | 

شنبه بیست و نهم تیر 1387
علی افشاری
تعطيلی دانشگاه و خالی شدن محيط های دانشگاهی از نيروهای دانشجويی، فرصتی را ارزانی دشمنان آگاهی و حقيقت نمود تا شکست عوامل شان در ميدان مبارزه را اين گونه جبران نموده و به انتقام گيری بپردازند و در سايه زور و قوه قهريه حکومت بتوانند فضاهای دانشجويی را در اختيار بگيرند ...  
ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 16:15  توسط تحريريه خبرنامه  | 

جمعه بیست و هشتم تیر 1387
آیا به همین راحتی از خون دکتر زهرا بنی یعقوب و امثال او خواهیم گذشت؟ اصلاً در این سی سال گذشته سنگ بنای اوّل این بی عدالتی و بی انصافی را چه کسی یا کسانی بنا کرده اند؟
 
 
 
 

ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:50  توسط تحريريه خبرنامه  | 

جمعه بیست و هشتم تیر 1387
آیا پدر زهرا در مبارزه اش موفق خواهد شد؟نمی دانم .من فقط می دانم همه دختران سرزمینم می توانستند و می توانند جای زهرا باشند.

ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:49  توسط تحريريه خبرنامه  | 

جمعه بیست و هشتم تیر 1387
کانون زنان ایرانی -دکتر محمد صابر:یکی دو روز گذشت، وقتی اطلاعات موجود در خبرها را کنار هم گذاشتم، تمام بدنم را سرما گرفت، چشمانم خیس شد و ترانهء "بن بست" از "داریوش اقبالی" که از سروده های "ایرج جنتی عطایی" است در ذهنم شروع به خواندن کرد. به گریه افتادم و نمی‌دانستم چه باید بکنم؟! من انتظار دیدن "زهرا" را در لباس سفید عروسی داشتم و حالا به زور به او کفن پوشانده بودند!گریه امانم نمی‌داد.خواهرانم را در لباسهای عروسی شان دوباره بیاد آوردم اما اینبار یکی "کم" بود ! از زنده بودن خود شرمگینم و اگر – اگر – روزی به ایران بازگشتم، نمیدانم چگونه به چشمان پدر و مادر "دکتر زهرا" نگاه کنم.نوبت، "نوبت عاشقی" "زهرا" بود.
ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:47  توسط تحريريه خبرنامه  | 

پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387

نماي اول:جيمي كارتر بر خلاف و نظر و پيش بيني شاه و دستيارانش بر جرالد فورد پيروز شد اما كارتر در مبارزات انتخاباتي خود گفته بود كه رژيم هاي ديكتاتوري اقمار امريكا را تحمل نخواهد كرد . شاه كه در دوران ترومن مجبور به تحمل قوام و رزم ارا و مصدقي شده بود كه  هر سه التر ناتيوي براي قدرت او بودند در دوره كندي نيز علي اميني را نخست وزير كرد و با طرح اصلاحات سياسي اداري اميني از تغير طبقاتي و تنظيم ديالكتيك  سر در اورد و در نهايت كه چه بلا ها كه بر سر خود نياورد كه در سايه توسعه مدرنيزاسيون و اقتدار بر مدرنيسم بنياد گرايي را قدرت بخشد تا نشان دهد ديكتاتور با قواعد دموكراتيك هيچ همخواني ندارد.

نماي دوم:قرار بود به عنوان وزير امور خارجه به شوراي امنيت بروم يك دفعه بدون اطلاع قبلي دفتر امام اطلاعيه داد كه هيچ كس از ايران در شوراي امنيت شركت نخواهد كرد نزد ايت الله رفتم و با تندي و عصبانيت گفتم اين چه رفتاري است چرا ابروي مملكت را مي بريد وزارت خارجه يعني چه مگر وزير خارجه مستخدم منزل شما است كه هر كاري بخواهيد بكند اقاي خميني گفتند كه حفظ حيثيت شما در اين بود. اين جملات بخشي از خاطرات ابوالحسن بني صدر اولين رئيس جمهور تاريخ ايران است .ماجرايي كه انتهاي ان براي امريكا اكتبر سورپرايز بود و براي انقلابي ها به تعبير هاشمي رفسنجاني در خطبه هاي نماز جمعه "مالاندن پوزه امريكا به خاك و دخالت در انتخابات انها و رسوا كردنشان"

نماي سوم:جمله مشهور ولي ساده اي در روابط ايران و امريكا وجود دارد كه نتايج معادلات سياسي دو كشور را به يكديگر پيوند مي زند كه هر گاه كلينتون ها در امريكا بر سر كار باشند شاهد حضور خاتمي ها در ايران هستيم و هر گاه بوش ها بر سر ايند حاصل كار انتخابات ها در ايران احمدي نژاد ها مي باشند اين جمله ساده باورانه نشان دهنده عمق مطلبي در پس واقعيت هاي نظم جهاني مي باشد كه متاسفانه جريان هاي دموكراسي خواه در ايران دچار كج فهمي در درك ان مي باشند. گفتمان ايران امريكا در طول تاريخ روابط بين دو كشور نه تابو در مذاكره  بلكه تابو در مذاكره كننده گان مي.باشد به همان ميزان كه ترومن نمي تواند ارتشبد زاهدي را تحمل كند به همان ميزان نيز بين كارتر و ريگان در ايران تفاوت وجود دارد كه اگر اين گونه نبود قفل حوادث سفارت و گروگان گيري دانشجويان خط امام در پس انتخابات امريكا شكسته نمي شد در واقع روابط بين ايران وامريكا در پس منازعات بين گروهاي درگير در هر دو كشور بايد جستجو شود نه در فضايي رمانتيك و فانتزي كه گروهاي دموكراتيك در ايران در پي ان مي باشند .لذا جريان دموكراسي خواه در ايران با اغشته كردن خود به اين گونه روابط تنها پارادايم هاي موثر خوش نامي را با بد نامي و منافع ملي را با بيگانه پرستي تعويض مي كنند در حالي كه تركيب روابط بين دو كشور در پس ساختار هاي حقوقي و قضايي و اخلاقي تنظيم نمي شود در واقع در ميان گروهاي تاثير گذار بر قدرت در ساختار هر دو كشور قطب هاي مثبت  و منفي ربايش گري وجود دارد كه  بر اساس شكل و ساختار يكديگر را جذب مي كنند ولي با اين تفاوت كه قطب ربايش قدرتمند براي حفظ منافع عمل ميكند و گروه ضعيف تر در پي حفظ جايگاه و ثبات خود مي باشد تا در طول تاريخ ايران و غرب قرار دادهايي مانند قرار داد 1919 وثوق الدوله و الجزاير  بسته شود .قطب جنگ طلب نئوكان تنها ميتواند با جنگ طلبان ايراني ديالوگ مشترك پيدا كند زيرا هر دو منافع خود را در منازعه و درگيري در منطقه جستجو مي كنند نه صلح وحقوق بشر و الا چگونه مي شود كه اصول حقوق بشر اسلامي و منشور حقوق بشر جهاني را كنار زد و يكي ساكت و ديگري فاعل بر انواع بمب هاي خوشه اي و اتش زا و اورانيم دار عليه بشريت در منطقه باشند در اين ميان طبيعي است كه حمايت نئوكان ها از جريان دموكراسي خواه در ايران جنبه ابزاري و در حد پالس هاي هدايت كننده منافع در منطقه و كشور صورت بگيرد زيرا جريان جنگ طلب امريكا و غرب هيچ گاه بر اساس ماهيت و شكل و ساختار نمي توانند با جريان دموكراسي خواه در ايران پيوند بخورد .

نماي چهارم :در تاريخ روابط ايران و امريكا كم نيست از رويدادهايي كه تلاش اپوزسيون براي ارتباط با غرب نه تنها نتيجه عكس داده است بلكه مذاكره در گوشه اي ديگر و در پس روابط و زد بند ها و كارتل هاي سياسي _اقتصادي شكل گرفته است و مذاكره كننده اصلي در حاشيه اي خاكستري رنگ قرار گرفته است . اين گونه مي شود كه مصدق و اميني و بني صدر و خاتمي در مذاكره با امريكا و غرب سايه كم رنگي بيشتر محسوب نمي شوند لذا جريان دموكراسي خواه ايراني بايد وظيفه اصلي خود را نه در قدرت سازي جديد در مناسبات بلكه در وادار كردن حاكميت به پذيرش مباني حقوق بشر و دموكراسي قرار دهند بدون توجه به چنين نظم پذيرفته شده اي اپوزسيون مستقل ايران راهي را مي رود كه 30سال قبل حزب توده رفته و نتيجه نگرفته است . مناسبات دولت هاي شبه مدرن با امپر ياليسم شرقي و غربي در حفظ ثبات دروني فراتر از ان چيزي است كه جريان اپوزسيون ايران در نظر دارد  اين جريان بايد در نظر داشته باشد كه به عنوان ابزار مورد سو استفاده قرار نگيرد زيرا قاعده طبيعي ان است كه امريكا يا هر كشور ديگري منافع خود را نسبت به جريان خارج تنظيم ميكند حال روزي با دولت ايران و روز ديگر با مخالف ان و در اين سو نيز جرياني وجود دارد كه پتانسيل واگذاري كليه سرمايه هاي كشور را دارد و داراي استعداد بالا در امتياز دهي را دارا مي باشد پس جريان اپوزسيون ايران با كدام معيار مي خواهد در برابر لابي هاو كارتل هاي قدرتمند مقابله كند و هيچ گاه فراموش نكند كه اين شيخ مهدي كروبي است كه با ويليام كيسي ريس ستاد انتخاباتي ريگان در27 ژانويه 1985در هتل ritzمادريد قرار ملاقات مي گذارد نه بني صدر .

انچه كه از رفتار شناسي اپوزسيون ايران بر مي ايد بجاي تلاش در جهت ارتقاي نقش اجتماعي خود به دنبال پروژه منجي سازي مي باشد تا بتواند بار وظايف انجام نداده خود را به گردن او بيندازد بدون توجه به اين نكته كه براي طيف جنگ طلب امريكا دموكراسي يك ابزار محسوب ميشود نه يك قاعده براي تحقق جامعه متعالي .امريكايي كه در سرنگون كردن دولت ملي مصدق از هيچ تلاشي فرو گزاري نميكند و حمايت از كشور هاي ديكتاتوري در راس خواسته هاي اين كشور قرار دارد بعد چه مي شود كه همين حكومت هاي ديكتاتوري را ساقط مي كند و يا در مقابل انقلاب ها منافع خود را تنظيم ميكند و بعد از مدتي منافع خود را در گسترش بنياد گرايي در منطقه مي بيند و در نهايت منافعش را در دولت هاي متعادل در منطقه تنظيم ميكند  و اپوزسيون ابزاري در اين منافع ميگردد و توسط انها اين استحاله ميشود پاسخ به اين گونه سوالات نيازمند باز نگري در رفتار جريان هاي حاكم در اين كشور ها و دول استعماري مي باشد و منافعي كه هر دو گروه در اين ساختار دارند مي باشد .

اگر چه داشتن دولت متعادل و دموكراسي خواه ارمان محسوب مي شود اما ايا هدف هر وسيله اي را بايد توجيه كند و پارادايم هاي منافع ملي و ملي گرايي با مباني منافع ساز پيوند بخورد.

نماي پنجم:داشتن روابط محترمانه با همگان امري منطقي است ولي اين مسئله بسيار پيچيده نيز مي باشد .حزب توده ايران كه دل به كانون هاي انقلاب كمونيستي داشت هنوز فراموش نكرده است كه در حالي پلنوم خود را در شوروي برقرار كرد كه در همان زمان شوروي و ايران بر سر قرارداد نفتي خوريان به توافق رسيده بودند تا رهبران توده از مسكو به المان شرقي منتقل شوند .بعد صد سال كه نيازمند ان هستيم كه دولت ملي با دموكراسي پيوند بخورد علاوه بر اتهام نخ نما شده امريكايي بودن و حقوق بگير بودن از سيا اپوزسيون ايران بايد صريحا و شفاف مواضع خود را در قبال جامعه بين الملل اعلام كند .اگر چه ارتباط با هر نهادي حق مسلم اپوزسيون مي باشد اما اين تفكر بايد در لواي حفظ منافع ملي صورت بگيرد كه اگر چنين تفكري سر امد شود اظهر من الشمس است كه امريكا از چنين جرياني حمايت نخواهد كرد .

تلاش دولت نهم علارقم شعارهايي كه مي داد به تشكيل دفتر حفظ منافع امريكا در ايران رسيده است كه اگر چه نفس كار مناسب است اما حامل پيام مهمي نيز مي باشد. در وراي چنين توافقي عملكرد اپوزسيون پر اهميت مي باشد لذا اين جريان بدون هيجان زدگي و حركات احساسي حضور خود را با همخواني دادن نگاه روشن فكري واجتماع تنظيم كند زيرا نبود چنين جرياني منابع عظيم ملي را در در معرض نابودي قرار ميدهد اين نكته بسيار كودكانه مي باشد كه به دنبال كشور هايي باشيم كه تحريم سياسي ونظامي را به اقتصادي تبديل ميكنند و كانون فشار را از دولت به ملت منتقل مي كنند و مي خواهند با بحران سازي بيروني برگ برنده را در تعيين كندگي دروني ايران داشته باشند و با حذف استراتژي تعامل بر اساس منافع ملي به دنبال رابطه تهاجمي بر حسب منابع ملي ما باشد

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 23:38  توسط تحريريه خبرنامه  | 

سه شنبه هجدهم تیر 1387
به نام خدای آزادی

 

آوخ چه کرد با ما، این جان روزگار

 

۱۸ تیرماه دیگری در راه است، عشق به آزادی دیگری در راه است…

 

۱۸ تیر نماد جنبش ازادیخواهی ملت ایران است که در آن روز با تمام قوا و به صورت غیر دموکراتیک سرکوب شد. دانشجویان بی پناه در این روز مورد ضرب و شتم خشکه مذهبی هایی که در راه حفظ ارمان خود گام بر می داشتند، گرفتند و اصلاح طلبان که در راس قدرت بودند باز مانند همیشه بنا بر حفظ مصلحت نتوانستنند حق قربانیان بیگناه این روز را بگیرند.

 

اما ۱۸ تیر جنبشی بود که برخواسته از بدنه ملت بود، آنجا که فرزندان این سرزمین در مقابل دیکتاتور زمان به پا خواستند تا بگویند که همیشه و در هر زمانی و با هر حکومت ظالمی که باشد در مقابل ظلم خواهیم ایستاد.

 

ما در هر حال به دنبال انسانیت و وجدان آگاه هستیم و بشریت بیدار هیچگاه در مقابل ستم تسلیم نخواهد شد، ما باید بدانیم که بشریت و انسانیت اندیشه نیست، عمل هم هست.

 

به یاد آن روزهای تلخ تیرماه ۱۳۷۸ و به یاد شجاعت آن دانشجویان مبارز و به یاد شهدای عزیزمان از جمله عزت ابراهیم نژاد و اکبر محمدی که مظلومانه، ما با تمام وجود خون خود را نثار آزادی وطن کردند، با هم به یاد این عزیزان و افراد گمنامی که این حماسه را ساختند، شمع دل خود را روشن نمائیم و یاد آنها را گرامی می داریم.

 

به امید روزهای خوب آزادی

 

پوران ابراهیم نژاد ۱۷/۴/۱۳۸۷

 

ebrahimnejad۲.JPG

ebrahimnejad۳.JPG

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 16:45  توسط تحريريه خبرنامه  | 

سه شنبه یازدهم تیر 1387

هانا در تاريخ ۱۳/۸/۸۶ توسط نيروهای امنيتی سنندج دستگير شد و بعد از دو ماه در اداره اطلاعات و تحمل شکنجه های روحی و جسمی راهی زندان سنندج شد . در تاريخ ۱۷/۲/۸۷ به اتهام دروغ اقدام عليه امنيت ملی دادگاهی شد و چند روز پيش حکم او را اعلام کردند .حکمی که شايسته هانا نيست .

من مادری هستم که برای هانا فقط مادری نکردم .بلکه مثل يک رفيق هميشه کنار هانا بودم. او در مورد حق و حقوق زنان با من حرف می زد و کمک به زنان بی سواد و ناتوان را هدف خود قرار داده بود . تمام زنهای که هانا را می شناسند و با او در ارتباط بودند با اخلاق و اهداف هانا اشنا بودند. هانا برای زنان محله کلاس می گذاشت وبا گرفتن کمکهای ماهيانه و شناسايی زنان بی بضاعت به آنها کمک می کرد .بعد از مدتی کمک با راه اندازی انجمن زنان اذر مهر کردستان فعاليت خود را گسترش داد و زنان ودختران زيادی به عضويت انجمن درآمدند من و ديگر دوستان هانا کنار هم بوديم .

روناک که هم اکنون در زندان است و سرنوشتی مانند هانا دارد مثل امروز هميشه کنار هانا بود .اولين گام خود را با کتابخانه ای هر چند کوچک در انجمن شروع کردند و با رفتن به روستاهای اطراف در سرمای زمستان زنان را در مدارس و مسجدها دور هم جمع می کردند و زبان مادری را تدريس می کردند و با دعوت از وکلا در کلاسها حق و حقوق زنان را بيشتر تشريح می کردند.گذاشتن يک دوره کلاس بنام تاريخ زن بر پايی مراسم ها و جشن هايی در روز زن و روز مادر از جمله فعاليتهای او بودند.

هانا ۲۱ سال بيش نداشت اما وقتی زنان و دخترانی را می بينم که شاگرد او بودند می گويند از وقتی هانا رفته ما بی مادر شده ايم ، فهميده ام که من فقط يک دختر به اسم هانا دارم . اما هانا هزاران دختر دارد که چشم انتظار او هستند . حال با توجه به اينکه فقط به مقداری کم از فعاليتهای او اشاره کردم. به عنوان رفيق و مادر هانا از تمام زنهای دنيا می خواهم که شما در مورد هانا رای صادر کنيد و بگويد که ايا ۵سال حبس در تبعيد مستحق هانا هست؟

مليحه اصغری مادر و رفيق هانا

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:26  توسط تحريريه خبرنامه  | 

یکشنبه نهم تیر 1387
torkashvand.JPG پس چرا پس از گذشت 30 سال باز هم ناچاریم از زور و تهدید و مجازات سخن بگوییم تا فرهنگ دینی را ترویج کنیم؟ تا جایی که امکان داشته است از ورود و تبلیغ و ترویج فرهنگ غرب و شرق به این کشور جلوگیری به عمل آمده است. از ممنوع بودن ویدیو تا ممنوع بودن ماهواره و فیلترینگ سایت ها و پارازیت های رادیویی و... همه و همه تا به حال با جدیت تمام پیگیری و اعمال شده است. پس چرا هنوز از مدهای لباس و موی سر غربی و شرقی سخن می گوییم و برای کسانی که این قبیل لباس ها و مدل موها را داشته باشند مجازات تعیین می کنیم؟
ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:57  توسط تحريريه خبرنامه  | 

شنبه هشتم تیر 1387
یکی از علل پیروزی دانشجویان تربیت معلم بدون شک همبستگی گسترده دانشجویان با آن ها بود. اما در خصوص اعتراضات صنفی دانشجویان دانشگاه شیراز آن چه به وضوح به چشم می آید این است که آن اعتراضات کمتر مورد توجه فعالین دانشجویی قرار گرفت. به نظر می رسد حمایت گسترده از دانشجویان دانشگاه تربیت معلم بی ارتباط به نزدیک بودن انتخابات شورای مرکزی دفتر تحکیم نباشد. هیچ علتی وجود ندارد که تجمعات دانشجویان شیرازی، تبریزی، کرمانی و... این گونه مورد کم توجهی قرار گیرند. اما اندک اندک هر چه به انتخابات اتحادیه نزدیک می شویم، فعالیت افراد در بدنه تحکیم شکل بسیار گسترده ای به خود بگیرد.
ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 4:44  توسط تحريريه خبرنامه  | 

شنبه هشتم تیر 1387
عاشورا مدت هاست که هر روز تکرار می شود، 1 بطری آب برای 5 دانشجو در همدان نیز کم از بستن آب بر روی آنان ندارد، اگر بنی امیه حرمسرا را احیا کرد، کارکنان دولت نهم توحش و تجاوز به عنف رایج در جاهلیت عرب را در ایران احیا کرده اند و رسوایی های کرمانشاه، سهند، زنجان و … را پدید آورده‌اند تا این روزها بنی امیه را در تاریخ رو سپید کرده باشند. چندیست که شرم دارم بگویم مسلمانم، در حالی که کسانی چون مددی، سردار زارعی و… و حامیان بی چون و چرایشان چون احمدی نژاد، زاهدی، دادستان زنجان و … ادعای مسلمانی دارند، چندیست که وقت نوشیدن آب دیگر یاد تشنگان کربلا نمی کنم چون خاطره دانشجویان تشنه لب دانشگاه تربیت معلم لحظه ای امانم نمی دهد، چندیست …
ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 3:45  توسط تحريريه خبرنامه  | 

چهارشنبه پنجم تیر 1387
خبرنامه بوعلی سینا:بیانیه اهانت آمیز سعید مرتضوی دادستان تهران ، که در آن دکتر علیرضا زاکانی نماینده مردم تهران با سخیف ترین ادبیات مورد هجمه قرار گرفته است ، بیش از آنکه نشان دهنده عصبانیت آقای دادستان باشد از به پایان خط رسیدن لجنه خاصی در پیکره قوه قضائیه حکایت دارد که در چند سال اخیر تلاش می کردند تا حیثیت این قوه گرانسنگ نظام را قربانی ارتباطات خاص خود با دانشگاه آزاد و مدیریت حاکم بر آن کند.
سایت خبری جهان نیوز در ادامه می افزاید: بعد از آنکه نمایندگان ملت در مجلس هفتم طرح تحقیق و تفحص از نظام آموزش عالی کشور را تصویب کردند ، دکتر علیرضا زاکانی از چهره های دانشگاهی مشهور به عدالتخواهی در راس کمیته تحقیق و تفحص قرار گرفت و بی هیچ ملاحظه ای روند کار را آغاز نمود تا نابسامانی های سیستم آموزش عالی کشور روشن شود.اما در این مسیر ، مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی که طی ربع قرن بواسطه حمایت های ویژه از جانب برخی چهره های سیاسی قدرتمند هیچ گاه پرونده عملکرد خود را به صورت شفاف در معرض قضاوت نهادهای داور قرار نداده بود با گاردی بسته در مقابل هیات تحقیق و تفحص ظاهر شد و به انحاء مختلف تلاش کرد تا از زیر ذره بین نظارت بگریزد.

 

 


ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 18:19  توسط تحريريه خبرنامه  | 

یکشنبه دوم تیر 1387
afshari۲.jpg اگر دادگاهی سالم با حضور هیات منصفه وجود داشت و حکومت واجد مشروعیت اخلاقی و اقتدار در برخورد با متخلفان بود، قطعا نه فیلمی گرفته می شد، نه در جایی پخش می شد، نه کسی خود را در موضع تعقیب و مجازات متخلف قرار می داد و از همان آغاز متهم به دادگستری سپرده می شد. اگر با متجاوزان به حریم باور های اخلاقی و بر هم زنندگان امنیت دانشجویان دختر در دانشگاه های کرمانشاه و سهند تبریز، برخوردی جدی صورت می گرفت و رسوای عام و خاص می شدند، امروز دیگر معاون متخلف دانشگاه زنجان که در مقام رئیس کمیته انظباطی می بایست حافظ حقوق و امنیت دانشجویان باشد، جسارت نمی کرد که چنین خواسته بی شرمانه ای، از یک دانشجوی دختر آسیب پذیر داشته باشد.
ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 18:24  توسط تحريريه خبرنامه  | 

یکشنبه دوم تیر 1387

یک روز پس از آنکه با وعده رئیس دانشگاه زنجان و وزیر علوم برای برخورد با فرد متخلف و پادرمیانی نماینده ‏اصلاح‌طلب این شهر، تحصن دانشجویان دانشگاه زنجان پایان یافت؛ دادستان این شهر در یک نشست مطبوعاتی از ‏دستگیری دختر دانشجوی قربانی این ماجرا خبر داد و دانشجویان افشاکننده رسوایی اخلاقی معاون دانشگاه زنجان ‏را نیز به برخورد تهدید کرد و گفت: “افشای گناه از خود گناه مهم‌تر است و ما به هر دو جرم رسیدگی خواهیم ‏کرد.”‏

 

دادستان زنجان در حالی دانشجویان را به برخورد تهدید کرد که آنها با توجه وعده مسئولان رسمی مبنی بر ‏‏”برخورد قاطع با متخلفان” و نیز طبق وعده صریح رئیس دانشگاه و نماینده این شهر مبنی بر اینکه هیچ برخوردی ‏با دختر دانشجوی قربانی این ماجرا و دیگر دانشجویان معترض نخواهد شد، حاضر شده بودند به تحصن یک ‏هفته‌ای خود پایان دهند. آنها همچنین در روزهای اخیر با مسئولان دانشگاه نیز برای بازگرداندن اوضاع به شرایط ‏عادی همکاری کرده‌اند، به طوری که از دیروز تعلیق یک هفته‌ای امتحانات در این دانشگاه شکسته شد و برگزاری ‏امتحانات طبق برنامه از سر گرفته شد.‏

 

دانشجویان در زمان پایان تحصن، خواسته‌های خود را به این ترتیب بیان کرده بودند: “برکناری مددی، معاون ‏دانشجویی خاطی این دانشگاه، و محاکمه اش توسط مراجع قضایی، عدم برخورد با متحصنین و دانشجوی دختر ‏قربانی این ماجرا، پیگیری پاسخ وزیر علوم از سوی نماینده زنجان در مجلس، بررسی کفایت رئیس دانشگاه ‏توسط کمیته ای مرکب از دانشجویان و اساتید، تعویق امتحانات تا روز شنبه و همچنین بهبود وضعیت فرهنگی و ‏فعالیت تشکل های مستقل”؛ که به گفته رسانه‌ها مسئولان دانشگاه با تمامی آنها موافقت کردند.‏

 

سعدالله نصیری، نماینده اصلاح‌طلب زنجان در مجلس هشتم نیز با حضور در جمع دانشجویان متحصن دانشگاه ‏زنجان، خواستار پایان این تحصن شده و به دانشجویان وعده داده بود که: “ضمانت می‌کنم که در صورت پایان ‏یافتن تحصن در همین لحظه، هیچ دانشجویی دچار مشکل نشود، ولی در غیر این صورت هیچ چیزی را تضمین ‏نمی‌کنم زیرا اعتقادم بر این است که امتیازاتی را که تا کنون بدست آورده‌اید از دست خواهید داد. به عنوان نماینده ‏مردم زنجان و طارم، وجهه و ابروی خود را به دلیل دلسوزی برای دانشجویان به گرو گذاشتم و خواهان مساعدت ‏و همکاری دانشجویان هستم و قول می‌دهم که گزارش روز به روز روند پیگیری این موضوع را به اطلاع ‏دانشجویان برسانم.”‏

 

‎‎ورق برگشت!‏‎ ‎

 

با این حال دادستان زنجان، فردای روزی که پایان تحصن دانشجویان به طور قطعی اعلام شد، بدون اینکه درباره ‏اتهام متهم اصلی یعنی مددی، معاون دانشگاه زنجان و رئیس کمیته انضباطی این دانشگاه سخن بگوید، افشای فساد ‏اخلاقی او را “جرم” خواند و با روشی که برخی سایت از آن تحت عنوان “قلب ماهیت مفاهیم” نام بردند، گفت: ‏‏”هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند عاری از بزه و خطا باشد و باید التهاب و تشویش روانی را در جامعه کنترل و نباید اجازه ‏این گونه تشنج‌ها را به جامعه داد. اگر بنا باشد این شیوه و روش در جامعه گسترش یابد و هرکس با مطلع شدن از ‏خطای کسی بخواهد آن را به این شیوه افشا و برملا کند در جامعه هیچ امنیتی وجود نخواهد داشت.”‏

 

وی همچنین مرجع تهدید خود را نیز صریح‌تر بیان کرد و حمله اصلی را متوجه دختر دانشجوی قربانی معاون ‏دانشگاه، و نیز دیگر دانشجویانی کرد که به کمک او شتافته بودند: “با کسانی که در این ماجرا تشنج آفرینی کرده و ‏از وقوع بزه، مطلع و به مراجع قانونی اطلاع نداده‌اند، برخورد قانونی صورت خواهد پذیرفت.”‏

 

اندکی پیش از او، وزیر علوم نیز انتشار فیلم رسوایی اخلاقی معاون دانشگاه زنجان را “اشاعه فحشا” و “خلاف ‏شرع” خوانده بود و سایت‌ها و روزنامه‌های حامی دولت نیز اعتراضات دانشجویی این دانشگاه را پروژه‌ای ‏سیاسی برای ایجاد آشوب در آستانه ۱۸ تیر توصیف کرده و دانشجویان را به روال همیشگی، به همنوایی به ‏بیگانگان متهم کرده بودند. آنها نیز همانند وزیر علوم و دادستان زنجان، نسبت به نقض حریم خصوصی معاون ‏این دانشگاه و رسوا کردن او با فیلمبرداری ناگهانی ابراز نگرانی کرده بودند.‏

 

همزمان، نماینده ولی فقیه و امام‌جمعه زنجان نیز با تقبیح ماجرای دانشگاه زنجان، “مسائل به وجود آمده پس از ‏آن” را مایه تاسف خواند و افشای این مسئله را “ننگین و شرم‌آور و دل‌آزار” توصیف کرد و گفت: “من این مسئله ‏را به شدت تقبیح می‌کنم. این واقعه تلخ چرا این قدر شیوع پیدا کرد؟ این مسئله نه تنها در استان و کشور بلکه در ‏همه جای جهان شیوع پیدا که موجب آبروریزی شد.”‏

 

‎‎کدام حریم خصوصی؟‎ ‎

 

در واکنش به این ابراز نگرانی‌های اصولگرایانه بود که بسیاری از وبلاگ‌ها و سایت‌ها به موارد متعدد نقض ‏آشکار حریم خصوصی از سوی دولت اصولگرا، صدا و سیما و روزنامه‌ها و سایت‌های جناح حاکم اشاره کردند. ‏مسیح علی نژاد، روزنامه نگار، در این باره به جدیدترین نمونه مشابه در صدا و سیما اشاره کرد که: “دختری را ‏روانه خانه مردی جوانی ساختند تا ببینند آیا او برای آگهی استخدام منشی، دست از پا خطا می‌کند یا خیر و سپس ‏سرزده وارد اتاق یک مرد جوان می‌شوند و بعد از ابعاد پیدا و پنهان آن اتاق و حتی آشپزخانه و خصوصی‌ترین ‏نقاط حریم شخصی صاحب آن خانه فیلمی ‌را در تلویزیون رسمی‌ کشور منتشر می‌کنند.”‏

 

اشاره این مطلب به برنامه “چراغ خاموش” بود که در هفته‌های اخیر با استفاده از همه ابزارهای ممکن، حتی ‏دوربین‌های مخفی در خانه‌ها و شرکت‌ها، به توجیه برخوردهای اخیر نیروی انتظامی دست زد.‏

 

کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت نیز در نامه‌ای به وزیر علوم نوشت: “شگفت آور است که همچنان به جای ‏پاسخگویی نسبت به عمل شنیع معاون انتصابی دانشگاه زنجان در مورد این فاجعه اما و اگر می آورید و به ‏غیراخلاقی بودن انتشار فیلم و نبود مدارک کافی اشاره می نمایید! به راستی اکنون که با وجود چنین فیلمی اما و ‏اگر می آورید، در نبود این فیلم و صدای ضبط شده این معاون فاسد چگونه قضاوت می کردید؟!”‏

 

‎‎اعتراض فعالان دانشجویی‎‎

 

کمیسیون زنان دفتر تحکیم در بخش دیگری از نامه‌ خود خطاب به وزیر علوم، به سخنان او مبنی بر “فرصت ‏طلبی” خواندن افشای فساد اخلاقی معاون دانشگاه زنجان اعتراض کرد و نوشت: “در ماجرای رسوایی اخلاقی ‏معاون دانشگاه زنجان، امروز خبر دستگیری و بازداشت دختر دانشجوی قربانی، و نیز احضار برخی متحصنین ‏به گوش می رسد. یقینا در سیستمی که سردارِ زارعی، رئیس طرح امنیتِ اخلاقی، با وجود اتهامات اخلاقی شنیع ‏آزاد می شود، در حادثه ی زنجان بازداشت شاکی به جای متهم چندان دور از انتظار نبوده است.”‏

 

اعضای این گروه دانشجویی همچنین در نامه خود هشدار داده‌اند که: “با توجه به اخبار منتشر شده مبنی بر ‏دستگیری دانشجوی قربانی حادثه دانشگاه زنجان، و نیز احضار برخی معترضین و متحصنین این واقعه، در ‏صورت تداوم این وضعیت ساکت نخواهیم نشست و یقینا از تمامی ظرفیت های خود برای دفاع از دانشجویان ‏دانشگاه زنجان استفاده خواهیم نمود.”‏

 

این در حالی است که شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت نیز روز چهارشنبه در بیانیه‌ای خواستار استعفای وزیر ‏علوم شده و اعلام کرده بود: “از آنجا که در گذشته خاطیان مجازات نشدند و در این حادثه نیز مسئولین وزارت ‏علوم و حامیان دولت به جای برخورد قاطع، سعی فراوانی در سرپوش نهادن بر این حادثه و انحراف افکار ‏عمومی جهت برخورد با منتقدان را داشتند بی شک افراد دیگری نیز در آینده با خیال آسوده از عدم مجازات، این ‏عمل را تکرار خواهند نمود و همانطور که این حادثه اولین آن نبود بی شک آخرین آن نیز نخواهد بود. بی شک ‏تنها راه جلوگیری از اینگونه حادثه‌ها برکناری وزیر علوم و همراهان بی کفایتش و انتخاب رؤسای دانشگاهها با ‏اتکا بر توانایی علمی و شایستگی‌های فردی به انتخاب جامعه دانشگاهی است.”‏

 

همچنین عبدالله مومنی، سخنگوی سازمان ادوار تحکیم وحدت نیز در مصاحبه‌ای با اشاره اتفاقات پیش آمده در ‏زنجان و حوادثی از این دست، توجه فراوان جامعه و دانشجویان به این موارد را مورد اشاره قرار داد و گفت: ‏‏”نتیجه اقدامات حاکمان در رواج تظاهر به دینداری و ریاکاری در جامعه به جای توجه جدی به اخلاقگرایی و ‏معنویت موجب ایجاد ذهنیت بسیار منفی دانشجویان نسبت به ساختارهای حاکم بر جامعه خواهد بود.”

 

پریسا حاتمی

روز

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:24  توسط تحريريه خبرنامه  | 

چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387
آیا شیخ خاموش می آید؟/قوت گرفتن گمانه زنی ها پیرامون حضورعبدالله نوری در انتخابات ریاست جمهوری
خبرنامه بوعلي سينا:بحث هاي پيراموني انتخابات رياست جمهوري که قرار است قريب به يکسال ديگر برگزار شود طي روزهاي ‏گذشته به شدت بالا گرفته و به موضوع بحث اصلي محافل سياسي و رسانه اي ايران تبديل شده است. بسياري از ‏ناظران دليل چنين تعجيل بي سابقه اي را نارضايتي عمومي گسترده از عملکرد دولت احمدي نژاد و اشتياق به ‏پايان هرچه سريعتر کار او و برگزيدن جانشينش مي دانند. ‏


در همين ارتباط در اين هفته روزنامه هاي کثيرالانتشار اصلاح طلبان يعني "شهروند امروز"، "کارگزاران" و ‏‏"اعتماد" چندين بار تيتر هاي اول خود را به گفت و گوهاي مفصلي اختصاص دادند که يا نامزد مشخصي را طرح ‏مي کردو يا به تشريح راهکار استراتژيک اصلاح طلبان نظر داشت. به اين ترتيب "محمد علي نجفي" با عکسي ‏تمام قد بسته پيشنهادي خود را در "اعتماد" گشود و مصطفي تاجزاده در گفتگو با "کارگران" آمدن خاتمي را راه ‏نجات کشور اعلام کرد. ‏

در عين حال طرح نام عبدالله نوري وزير کشور دولت اصلاحات و روحاني زندان کشيده و صريح اللهجه اي که ‏از محبوبيت گسترده اي ميان اصلاح طلبان راديکال که خود را "تحولخواه" مي نامند برخوردار است، فضاي ‏جديدي را در مباحث مربوط به انتخابات پيش رو باز کرده است. ‏

گرچه نام عبدالله نوري طي انتخابات رياست جمهوري دور نهم (1384) نيز به گوش رسيد و خبرهايي مبني بر ‏مذاکره برخي گروه هاي دانشجويي و اصلاح طلبان راديکال براي راضي کردن نوري منتشر شد، اما تاکيد بر ‏طرح کانديداهاي حزبي در ميان اصلاح طلبان و حضور هاشمي رفسنجاني موجب شد تا او درخبري کوتاه حضور ‏خود در اين عرصه را تکذيب کند. ‏

‎‎حجاريان: تحريمي ها پشت سر نوري مي آيند‎‎

در ابتداي اين هفته نشريه شهروند امروز با چاپ مباحثه اي ميان عباس عبدي و سعيد حجاريان دو تن از چهره ‏هاي شاخص اصلاحات به انتشار بحثي که در ميان آنان در مورد گزينه هاي انتخابات رياست جمهوري آتي در ‏گرفته بود پرداخت. حجاريان در بخشي از اين مباحثه پس از برشمردن دو سناريوي همراهي با اصولگرايان و ‏حضور خاتمي، خبر از ايده اي مي دهد که مي تواند "تحريمي ها" و "دانشجويان" را هم به صحنه وارد کند. ‏

حجاريان مي گويد: راهبرد ديگر اين است كه اصلا در انتخابات مشاركت نكنيم. يك راهبرد هم مي گويد كه پشت ‏سر يك آدم قوي و پايه كار كه مثل خاتمي هم نباشد بايستيم. ‏
عبدي مي پرسد: مثلا چه كسي؟
حجاريان پاسخ مي دهد: عبدالله نوري. دانشجويان و تحريمي ها هم پشت سر او مي آيند. اگر هم ردصلاحيت شد ‏مي گوييم كه در انتخابات شركت نمي كنيم. اگر هم در صحنه باقي ماند كه همه دوم خردادي ها و تحريمي ها بسيج ‏مي شوند. ‏

به اين ترتيب حجاريان خبر از طرحي مي دهد که شامل دو بخش است، يکي نامزدي عبدالله نوري و ديگري ‏پشتيباني از او حتي پس از رد‏‎ ‎صلاحيت احتمالي اش. ‏


‎‎نجفي: فقط يک کانديدا‎‎

اين ايده البته با راهکار استراتژيک محمد علي نجفي که بسياري او را نامزد حزب کارگزاران براي انتخابات آتي ‏مي دانند تطابق دارد، چرا که او نيز مي گويد: "پيش از آغاز مراحل بررسي صلاحيت ها از سوي نهادهاي ذي ‏ربط، تمامي احزاب و گروه هاي اصلاح طلب- که در يک ائتلاف هم قرار گرفته اند- اعلام کنند تنها کانديداي ‏اصلاح طلبان، فرد معرفي شده و ثبت نام شده در انتخابات بوده و اگر اين کانديدا به دليل فشارهاي آشکار و پنهان ‏برخي محافل يا ردصلاحيت، امکان حضور در انتخابات را نيابد اصلاح طلبان هيچ کانديداي ديگري را به عنوان ‏جايگزين نداشته و از حضور در انتخابات معذور خواهند بود".‏
‏ ‏
‎‎تاجزاده: نوري احمدي نژاد را شکست مي دهد‏‎‎

در عين حال مصطفي تاجزاده هم که به گفته روزنامه کارگزاران "شايد در ميان چهره‌هاي شاخص اصلاح‌طلب، ‏هيچ‌كس به اندازه «مصطفي تاج‌زاده» پيگير كانديداتوري سيدمحمد خاتمي در انتخابات پيش روي رياست‌جمهوري ‏نباشد" تاکيد دارد که عبدالله نوري در برابر آقاي احمدي‌نژاد پيروز مي‌شود اما اگر صلاحيت ايشان رد ‌شود بايد ‏چه‌‌كار كرد؟ ‏

با اين حال بايد ديد در شرايطي که سيد محمد خاتمي تاکنون حضور خود در انتخابات را منتفي ندانسته و برخي ‏گروه هاي اصلاح طلب از جمله مشارکت و مجاهدين انقلاب اسلامي تمامي تلاش خود را معطوف جلب نظر او ‏ساخته اند و گفته مي شود قرار است از سوي جبهه اصلاحات "همايش سران احزاب و گروه‌هاي اصلاح‌طلب ‏براي تعيين راهبرد اين جناح سياسي در انتخابات آتي رياست‌جمهوري" 13 تيرماه در تهران برگزار ‌شود، تا چه ‏حد ممکن است شيخ خاموش تن به بازگشت به سياست دهد و اصلاح طلبان محافظه کارتر نيز تا چه اندازه به ‏دنبال همکاري با اصلاح طلبان راديکال خواهند بود.

منبع:روزانلاین

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:51  توسط تحريريه خبرنامه  | 

سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387

وقتی فاجعه‌ی تعرض مددی، معاونت دانشجویی و عضو کمیته‌انضباطی دانشگاه زنجان به یک دختر دانشجو را شنیدم و در روزنامه‌ها و خبرگزاری‌های خواندم،‌ هم بسیار متأثر شدم و هم کنجکاو از این که عاقبت این رسوایی، به کجا خواهد انجامید. حدس می‌زدم که با این فرد، به مثابه یک “آدم بد” که از مقام خود سوءاستفاده کرده، برخورد شود. این شیوه‌ی تمام سیستم‌های تمامیت‌خواه است که همیشه و همیشه با افتضاحات درون خود، به مثابه “ناهنجاری‌‌هایی که با قاطعیت جلویش را خواهیم گرفت” برخورد می‌کنند تا کل ساختار را سالم و بی‌گناه جلوه دهند. مثل جریان زندان گوانتانامو که مقامات آمریکایی اکنون چیزی هم طلبکار شده‌اند و با افتخار می‌گویند: “خودمان افشایش کردیم و خودمان جلویش را گرفتیم. به کسی مربوط نیست که از آن علیه ما بهره‌بردای کند!”. بنابراین زیاد هم تعجب نکردم وقتی سخنان آقای لباف، رییس دانشگاه را در خبرگزاری ایسنا خواندم که در جمع دانشجویان متحصن و معترض،‌ خودش را قهرمان مبارزه با فساد و حمایت از دانشجویان معرفی کرد و گفت: “دانشجو تا زمانی که در صحنه باشد، دانشگاه زنده است و اگر فسادی پیش بیاید در نطفه خفه می‌کند. ما همیشه پشتیبانی دانشجویان را برای از بین بردن هر گونه فسادی خواستار بوده‌ایم و بر نقش محوری آنها تاکید کرده‌ایم.

 

وی ادامه داد: شما باید قانون محور باشید و آرامش خود را حفظ کنید، ما به موضوع دقیقا رسیدگی می‌کنیم و هیچ حقی ضایع نخواهد شد. ما در این دانشگاه با هیچ کس تعارف نداریم با او مقابله کرده و هیچ ارفاقی قائل نخواهیم شد.”

 

حالا که کار به رسوایی کشیده،‌ آقای رییس به نکات جالبی اشاره می‌کند که در دولت نهم، هیچ رییس دانشگاهی به آنها التزام نشان نداده است: ۱.زنده بودن دانشگاه، ۲.نقش مثبت اعتراضات دانشجویی در اصلاح رویه‌ی مسؤولین ۳.رسیدگی به شکایات دانشجویان از مسؤولین دانشگاه، ۴.قانون محوری،‌ ۵.اهمیت حقوق دانشجویان، و … در نهایت هم وعده داده که فساد را “در نطفه” خفه خواهد کرد. سوال اساسی نیز همین جاست. آیا فساد هنوز در “نطفه” است؟ افشا شدن این ماجرای خاص، چیزی شبیه به یک اتفاق نادر بوده است. دانشجوی مورد تعرض قرار گرفته (که نامش فاش نشده و از او بعنوان دانشجوی “الف” نام می‌برند) این شهامت و ابتکار عمل را داشته که موضوع را با دوستانش در میان بگذارد و آنها هم این هوشیاری را داشته اند که در را بشکنند و فیلم تهیه کنند. اما این کاری نیست که هر دختری در موقعیت مشابه قادر به انجام آن باشد. چند دختر تا کنون توسط مددی، یا مددی‌ها، پشت درهای بسته‌ی کمیته انضباطی به اتهام‌هایی که سندیتشان در هیچ مرجعی بررسی نشده، مؤاخذه شده‌اند؟ چطور می‌توان فهمید که خانم “الف”، چندمین دختر دانشجویی است که مورد تعرض مسؤولین دانشگاه قرار می‌گیرد؟

 

 

بله من هم با آقای لباف همصدا هستم که تا دانشگاه زنده نباشد، تا دانشجویان نتوانند به آنچه نادرست می‌دانند اعتراض کنند،‌ تا کسی صدای تظلم دانشجو را نشنود، تا “قانون” اجرا نشود، تا “حقوق” دانشجویان به رسمیت شناخته نشود، آش همین است و کاسه همین. اما پرسش این است که کدام یک از این موارد در دولت نهم رعایت شد؟ آقای لباف هم تعجب نکند اگر در مجموعه‌اش، این گونه فساد ریشه کرده است. من و بسیاری از فعالان دانشجویی دیگر، در سالها و ماه‌های گذشته گلویمان پاره شد بس که این خطر را هشدار دادیم و فریاد کردیم، ولی نه آقای لباف شنید و نه آنها که هم او را و هم معاونت دانشجویی متهم به فسادش را منصوب کرده‌اند.

 

به یاد می‌آورم پاییز سال گذشته را که من و چندین تن دیگر از دانشجویان محروم از تحصیل شده‌ی دانشگاه علامه، بیانیه‌یی را صادر کردیم و نسبت به روند غیرعادی و خطرناک کمیته‌های انضباطی هشدار دادیم، و آنچه البته به جایی نرسید، فریاد بود. در آن بیانیه آمده بود: “کمیته انضباطی بر اساس آئین نامه هایش، باید نهادی در خدمت آسایش و امنیت دانشجویان باشد نه این که به دستگاهی برای ارعاب و سرکوب و ناامنی برای دانشجویان تبدیل شود… کسانی که پشت درهای بسته کمیته انضباطی و حراست سعی در ترساندن ما داشته و دارند، اگر می توانند بهتر است در برابر کلام با کلام مقابله کنند”. در بیانیه‌یی که چندی بعد، توسط انجمن اسلامی دانشجویان (که منحل شد. مثل انجمن اسلامی همین دانشگاه زنجان که توسط همین آقای مددی منحل شد. تصادف روزگار را می‌بینید؟) منتشر کردیم، باز هم اعلام خطر کردیم که اگر نظارت بر کمیته‌های انضباطی نباشد و مسؤولین دانشگاه به کسی پاسخگو نباشند، باید منتظر هر فاجعه‌یی بود: “آقای شریعتی (رییس دانشگاه خودمان) خیلی راحت می تواند هر دانشجویی را که دلش بخواهد، به کمیته ی انضباطی احضار کند و حکم محرومیت از تحصیل برایش صادر کند و هیأت نظارت دانشگاه هم می تواند هر تشکل یا نشریه ی دانشجویی را که بخواهد تعطیل کند. سوال ما این است که هیأت نظارت و کمیته ی انضباطی ایشان اگر دلبخواهی و غیرقانونی عمل کردند و حقوق دانشجویان را لجن مال نمودند، به کجا پاسخگو هستند؟” برای یافتن جواب همین سوال بود که به مسؤولین مختلف مراجعه کردیم. از دیوان عدالت اداری تا نمایندگان مجلس، که آب پاکی را روی دستمان ریختند. و آقای وزیر علوم هم علیرغم اصرار طولانی مدتی که داشتیم،‌ هرگز حاضر به پذیرفتن ما و گفتگو با ما نشد. حالا آقایان اظهار تعجب می‌کنند از این که در مجموعه‌های بسته‌شان،‌ فساد بوجود می‌آید،‌ و وعده می‌دهند که با فساد برخورد خواهند کرد. روزگار غریبی است. آقایان (و خب خانمها) یادشان رفته که ما در بیانیه‌مان (که فقط تاوانش برای ما، محکومیت‌های بیشتر در همان کمیته‌های انضباطی شد) پرسیده بودیم: “کسی در این کشور نیست که به تظلم عده یی دانشجو که چیزی جز حق تحصیل نمی خواهند رسیدگی کند؟ گوشی نیست که فریادهای دانشگاه را از زیر پای چکمه پوشان بشنود؟؟” و اکنون ژست اصلاحگری گرفته و می‌پرسند این بوی گند فساد از کجای سیستم بی‌نقص و سالم و عالی ما به مشام می‌رسد تا جلویش را بگیریم؟

 

و کاش کسی پاسخشان می‌داد: این پرآزار، گند جهان نیست. تعفن بیداد است.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 21:37  توسط تحريريه خبرنامه  | 

سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387
آن روی سکه نگاه قیم مابانه ای که برایمان تصمیم می گیرد چه بپوشیم، کی به خوابگاه بازگردیم و چگونه با همکلاسی هایمان رابطه برقرار کنیم، نگاه خیره ای است که چیزی جز ابژه ای جنسی در ما نمی بیند.

 

مسئولین دانشگاه، از خیابان ها می ترسانندمان. ما را ناموس مملکت می نامند و ادعا دارند که خانواده هایمان ما را به دست آنها سپرده اند،می گویند در این شهری که پر از گرگ است، باید پیش از غروب خورشید به خوابگاهها برگردیم. در گوشمان می خوانند که دانشجویان پسر تنها به دنبال سوء استفاده از ما هستند و وامی دارندمان که ازآن ها فاصله بگیریم. آنگاه نگاههای هرزه شان را در چشم هایمان می دوزند و بدن هایمان را طلب می کنند.

 

دو سال است که قرار است نیروی انتظامی امنیت مان را ارتقا بخشد. دو سال است که بهانه پیدا کرده اند برای میلیتاریزه کردن فضای شهری. حالا ما زنان، همه به عنوان برهم زنندگان نظم عمومی تحت تعقیبیم و باید هم از مزاحمین خیابانی بگیریزم و هم از گشت ارشاد. اخیراً‌ سرداران نیروی انتظامی با افتخار خبر از آغاز مرحله جدیدی از طرح ارتقای امنیت اجتماعی و ورود ماموران گشت ارشاد به شرکت های خصوصی داده اند. ظاهراً‌ مامورین با عملیات پیچیده کارگاهی به قول خودشان “لانه های فساد” را کشف و پلمپ می کنند، تا امنیت شهروندان را تامین کنند. اما انگار کسی به فکر تامین امنیت دانشجویان دختر نیست. کاش گشت ارشاد به جای شرکت های خصوصی به دفاتر روسای دانشگاهها هم سر می زد.

 

در این دوسالی که از آغاز طرح به اصطلاح ” ارتقای امنیت اجتماعی ” می گذرد،‌ بارها و بارها شاهد سلب امنیت دختران دانشجو بوده ایم. دخترانی که موفق می شوند در میان حکومت نظامی گشت های ارشاد، خودشان را به دانشگاه برسانند، تازه با ایست های بازرسی دانشگاهها مواجه می شوند.

 

مسئولین دانشگاه از یک سو تمام نوآوری خودشان را برای صدور بخش نامه های عجیب و غریبی که پوشش و آرایش و نحوه ارتباط دانشجویان دختر با همکلاسی های پسرشان را با جزئیات تمام مشخص می کنند، به کار می گیرند و دختران را به بهانه عدم رعایت پوشش اسلامی یا ارتباط با دانشجویان پسر، به کمیته های انظباطی احضار می کنند یا حتی از ادامه تحصیل باز می دارند و از سوی دیگر طیف متنوعی از کارکنان دانشگاه - از کارکنان حراست گرفته تا اساتید و مدیران - تحت عناوین مختلف سعی دارند بدنمان را تصاحب کنند. آن روی سکه نگاه قیم مابانه ای که برایمان تصمیم می گیرد چه بپوشیم، کی به خوابگاه بازگردیم و چگونه با همکلاسی هایمان رابطه برقرار کنیم، نگاه خیره ای است که چیزی جز ابژه ای جنسی در ما نمی بیند.

 

مسئولین دانشگاه، از خیابان ها می ترسانندمان. ما را ناموس مملکت می نامند و ادعا دارند که خانواده هایمان ما را به دست آنها سپرده اند. می گویند در این شهری که پر از گرگ است، باید پیش از غروب خورشید به خوابگاهها برگردیم. در گوشمان می خوانند که دانشجویان پسر تنها به دنبال سوء استفاده از ما هستند و وامی دارندمان که ازآن ها فاصله بگیریم. آنگاه نگاههای هرزه شان را در چشم هایمان می دوزند و بدن هایمان را طلب می کنند. بدن در ازای نمره، بدن در ازای آبرو، بدن در ازای حق ادامه تحصیل. اما آقایان ما لکاته نیستیم که تن مان را در ازای اولیه ترین حقوق انسانی مان بفروشیم. این بار دستتان را بد رو کردیم، آقای رئیس. حالا آن همکلاسی های پسری که می گفتید قصد سوء استفاده از ما را دارند و آن شهری که می گفتید گرگ است، همه به یاری مان آمده اند، که در برابرتان بایستیم. آمده ایم بگوییم: “ما نه ناموس شمائیم و نه مترس شما، این تن های خسته و دردمند را رها کنید.”

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:41  توسط تحريريه خبرنامه  | 

سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387
حدود دو هفته پیش دکتر حسن مددی، معاون دانشجویی و از اعضای اصلی کمیته انضباطی دانشگاه زنجان، طی نامه ای که به خوابگاه کوثر (از خوابگاه های داخل شهر دانشگاه زنجان) می فرستد، بدون ذکر هیچ دلیلی از خانم “الف” درخواست می کند به وی مراجعه کند. مسوولین خوابگاه با توجه به غیر معمول بودن این درخواست به دانشجوی مذکور اظهار می دارند احتمالا جهت انتقال وی به خوابگاه داخل دانشگاه، احضار شده است.

 

فردای آن روز “الف” به دفتر معاونت دانشجویی مراجعه می کند . دکتر مددی ابتدا بحث را با مشکلات آموزشی این دانشجو آغاز می کند ولی در ادامه وارد مسایل اخلاقی و روابط خصوصی او می شود و برای این که موارد مورد ادعای خود را با خانواده “الف” در میان بگذارد، شماره تلفن پدرش و خودش را درخواست می کند.

 

از فردای آن روز دکتر مددی هر روز با تلفن های پیاپی، آسایش را از این دختر سلب کرده و هر بار به بهانه ای از وی می خواهد به دفترش مراجعه کند و در این دیدارها روابط “الف” با دانشجویان پسر دانشگاه و مسایل اخلاقی دیگر را مطرح کرده و او را مورد مؤاخذه قرار می دهد.

 

در روز چهاردهم خرداد ماه ، دکتر مددی به خوابگاه کوثر مراجعه کرده و پس از حدود نیم ساعت صحبت با مسوول خوابگاه در حالیکه اکثر اتاق های خوابگاه خالی بوده و دانشجویان به علت تعطیلات به شهرستان رفته بودند، درخواست دیدار با “الف” را می کند.

 

دکتر مددی در مدت دو ساعتی که در اتاق با “الف” تنها بوده به بهانه آموزش این دختر شیطان (!) شیوه برقراری رابطه جنسی را برای وی توضیح می دهد به طوریکه “الف” از شدت شرم و عصبانیت به گریه می افتد و از او می خواهد اتاق را ترک کند . در این هنگام دکتر مددی “الف” را تحت فشار قرار داده و از وی می خواهد تعهد دهد که دیگر اعمالش را تکرار نخواهد کرد . طبق اظهارات “الف” او تا به حال در دانشگاه هیچ گونه مشکل اخلاقی نداشته است و حتی نوع پوشش او طوری نبوده است که جلب توجه کند یا با تذکر روبرو شود (۲). اما با وجود اظهارات کذب دکتر مددی، از آنجا که تهدید به اخراج و در جریان قرار گرفتن خانواده اش شده بود ، حاضر به امضای تعهد کتبی نسبت به عدم تکرار اعمال گذشته اش می شود. اما استاد این تعهد را کافی ندانسته و اظهار می دارد “الف” تا پایان تعصیلات فرصت دارد برای حل مشکلاتش ، پیشنهاد مشخص و راضی کننده ای را ارائه دهد.

 

در هنگام خروج از اتاق آقای مددی دستش را به طرف دختر دراز می کند و از وی می خواهد با او دست بدهد و نیزدستش را پشت او قرار می دهد.

 

روز شنبه ۲۵ خرداد ۸۷ ساعت ۲ بعد از ظهر در اتاقی که جلسه های کمیته انضباطی در آن برگزار می شد، “الف” با پیشنهاد برقراری رابطه جنسی روبرو شده و از وی خواسته می شود برای مشروعیت بخشیدن به این رابطه به صیغه محرمیت ۷ ماهه تن دهد. دکتر مددی با نشان دادن برگه هایی ادعا می کند در مرحله آخر صدور حکم کمیته انضباطی تنها امضای وی و دکتر نداف - ریاست دانشگاه - معتبر است و اگر “الف” به خواسته وی تن ندهد می تواند او را در کمیته انضباطی محکوم کند . در ادامه استاد مددی با ادعای این که منزل وی مکان مناسبی برای برقراری رابطه جنسی نیست، از “الف” می خواهد بعد از ساعت اداری به همان اتاق بیاید.

 

“الف” پس از خروج از اتاق دوستانش را در جریان قرار داده و از آن ها می خواهد برای کمک به وی بعد از ساعت اداری در ساختمان حضور داشته باشند.

 

در موعد مقرر آقای مددی پس از قفل کردن در و کشیدن پرده ها، اقدام به در آوردن مقنعه و مانتوی “الف” می کند که در این هنگام دوستان “الف” با شکستن در وارد اتاق شده و ضمن برخورد با آقای مددی به فیلمبرداری می پردازند تا مدارکی برای محکوم کردن وی در دست داشته باشند. ضمن این که پیش از این نیز زمزمه هایی تایید نشده مبنی بر فساد اخلاقی این عضو عالیرتبه کمیته انضباطی به گوش می رسید. فرشی که در اتاق پهن بود، ظن دانشجویان را مبنی بر انجام چند باره این قبیل اقدامات به یقین تبدیل کرد. در حالی که خود این فرد سال گذشته و امسال تعداد زیادی از دختران را به کمیته انضباطی یا دفتر خود احضار و آنها را به دلیل رعایت نکردن موازین شرعی مؤاخذه کرده بود.

 

 

۱- در این گزارش برای محفوظ ماندن نام دانشجوی دختر ، از وی با نام “الف” یاد خواهد شد .

۲- در دانشگاه زنجان نیز همانند دیگر دانشگاه ها احضار به کمیته های انضباطی به خاطر نوع پوشش ، دختران زیادی را با تذکر و اخطار روبرو کرده است.

 

وحیده مولوی (دانشجوی دانشگاه زنجان)

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:39  توسط تحريريه خبرنامه  | 

شنبه بیست و پنجم خرداد 1387
خبرنامه بوعلي سينا: يكي از دانشجويان كارشناسي ارشد دانشگاه بوعلي سينا در طي نامه اي سرگشاده به خبرنامه بوعلي سينا خواستار پاسخگويي مسئولين كشور در قبال اتفاقات دانشگاه بوعلي سينا شد، متن اين نامه به شرح زير است:

با سلام و احترام
اينجانب مرتضي يحيي آبادي دانشجوي فوق ليسانس دانشگاه بوعلي سينا همدان در تاريخ 23/3/87 با صرف شام در دانشگاه بوعلي سينا همدان دچار مسموميت شديد شدم به نحوي كه از صبح روز جمعه 24/3/87 تا بعد از ظهر همان روز در دو نوبت مراجعه به بيمارستان (كلينيك امام خميني) فشار خون من 7 اندازه گيري شد و با تزريق 2 سرم و 6 سوزن در يك روز توانستم تا حدودي بهبود يابم.
ميليون ها خانواده در اين سرزمين مقدس با اعتماد به مسئولين دانشگاه ها فرزندان خود را راهي دانشگاه هاي اين مملكت مي كنند و حال ميتوانند ببيند تنها چيزي كه در يكي از اين دانشگاه ها از هيچ اهميتي برخوردار نيست سلامتي فرزندان آنهاست.
واقعا اگر يكي از كارخانجات توليد كننده مواد غذايي در هر كجاي اين مملكت با فروش محصول آلوده موجبات مسموميت چند صد نفر را فراهم كند با مسئولين آن كارخانه چه برخوردي ميشود كه حالا مسئولين دانشگاه بوعلي سينا نه تنها با فرافكني قصد كوچك شمردن ماجرا را دارند حتي حاضر به جوابگويي به دانشجويان مسمومي كه جمعه اين هفته را با حالتي گريان و زار در دستشويي خوابگاه ها گذرانده اند نيستند.
آيا مسئولين وزارتخانه و رئيس جمهور محترم از اين همه مهر ورزي و عدالت گستري در حق فرزندان اين كشور با خبرند؟
با تجديد احترام

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 18:7  توسط تحريريه خبرنامه  | 

پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387

موافقت مسئولین دانشگاه تربیت معلم تهران با کلیه مطالبات دانشجویان متحصن در این دانشگاه قدیمی ، فصل نوینی را در تاریخ جنبش دانشجویی گشود .زمانی می توان بهتر به ارزش و اهمیت این پیروزی سترگ تاریخی پی برد که این حرکت بر ناامیدی ، یاس و انزوا طلبی در فضای جنبش دانشجویی غلبه کرد و در روزهای پایانی این ترم تحصیلی، بشارت آور پایان روز های خاکستری رکود شد.

در چنین شرایطی جمع شدن صد ها نفر دانشجو و آغاز اعتصای غذا با پنجاه نفر کاری بود کارستان که همه را غافلگیر کرد. چشمگیرترین ویژگی این تحصن ده روزه ، افزایش تدریجی و پیوسته تعداد متحصنین و شرکت کنندگان در اعتصاب غذا بود که بر خلاف رویه معمول در این گونه اعتراضات مشمول روند فرسایشی و ریزش نیروها  نشد.


ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:20  توسط تحريريه خبرنامه  | 

شنبه هجدهم خرداد 1387

عبدالله مومنی، دبیر اسبق تشکیلات دفتر تحکیم وحدت در پاسخ به پرسشی درباره دلایل بروز اعتراضات دانشجویی در دانشگاه تربیت معلم به خبرنگار سیاسی آفتاب گفت: «اعتراضات صنفی دانشجویان زاییده‌ی محدودیتهای زندگی دانشجویی و شرایط نا مطلوب رفاهی، فقدان امکانات لازم و ضروری و نبود حداقل استانداردهای زندگی سالم در محیط های دانشجویی خصوصا خوابگاههاست».

وی افزود: «در شرایط فعلی که اصلی ترین محور برانگیزاننده ی حرکات و اعتراضات دانشجویی دغدغه ها و مطالبات صنفی است اتخاذ رویکردهای شبه امنیتی به وسیله‌ی مدیریت دانشگاهها و نگرش پادگانی و تصمیم گیری های غیر مسئولانه و به دور از تدابیر مدیریتی در امور مربوط به دانشگاهها خود به یکی از عوامل تشدید کننده‌ی اعتراضات صنفی تبدیل شده است».

این فعال سیاسی اضافه کرد: «نمی شود وقتی دانشجو خواهان حداقل رفاه و رعایت حداقل استانداردها در تهیه‌ی خوراک یا بهداشت محیط است با او برخورد امنیتی کرد. متاسفانه مدیران کنونی دانشگاهها و وزارت علوم به جای عمل به وظایفی که بایستی تضمین کننده‌ی حقوق و مطالبات دانشجویان باشد با بی توجهی و بی اعتنایی و بعضا تهدید و صدور احکام محرومیت از تحصیل برای دانشجویانی که خواهان حقوق صنفی‌شان هستند موجبات تداوم و گسترش این اعتراضات را فراهم می کنند.

در چنین شرایطی نتیجه‌ی طبیعی عدم پاسخگویی به خواستهای دانشجویان انباشت و متراکم شدن مطالبات است که منجر به گسترش و ادامه‌ی اعتراضات صنفی و وسیع تر شدن دامنه‌ی آنها خواهد شد که چنین نتیجه‌ای تنها ناشی از سوء مدیریت در دانشگاههاست».

عبدالله مومنی که دبیر اسبق انجمن اسلامی دانشگاه تربیت معلم نیز بوده است ضمن ابراز نگرانی نسبت به وضعیت جسمانی دانشجویان این دانشگاه که اکنون در اعتصاب غذا به سر می برند از بی‌توجهی مسئولان به خطری که جان این دانشجویان را تهدید می کند انتقاد کرد.

وی با ستایش از همبستگی و عقلانیت دانشجویان تربیت معلم در پیگیری خواسته هایشان افزود: «دانشجویان دانشگاه تربیت معلم ضمن پیگیری خواستهای به حق و قانونیشان باید به رفتار مسالمت آمیز و مدنی خود ادامه دهند و با درایت مانع از سوءاستفاده‌ی برخی نهادها که برای برخورد با دانشجویان منتظر بهانه هستند بشوند چرا که برخی نهادها می کوشند هزینه‌ی هر فعالیت صنفی و مدنی را به حداکثر برسانند».

این فعال سابق دانشجویی با اشاره به فشارهایی که طی سالهای اخیر فعالین و تشکلهای دانشجویی متحمل شده‌اند، افزود: «این فشارها در کنار دل مشغولیهای تفننی و حاشیه‌ای برخی فعالین دانشجویی و بی توجهی آنها به مطالبات صنفی بدنه‌ی دانشجویی خصوصا در شرایط کنونی از جمله آسیبهای حرکتهای دانشجویی چند سال اخیراست».

مومنی در پایان گفت: «فعالان دانشجویی با اتخاذ رویکرد بازگشت به دانشگاه باید توجه ویژه‌ای به مسائل و مشکلات صنفی و رفاهی بدنه‌ی دانشجویی داشته باشند».

منبع:افتاب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:34  توسط تحريريه خبرنامه  | 

یکشنبه دوازدهم خرداد 1387

نگاهي به صفحه حوادث بسياري از روزنامه‌هاي سراسري كشوركه مي‌اندازم، سرشارند از مواردي كه به قتل‌هاي ناموسي مربوط مي‌شود، اين يكي به همسرش مشكوك شده و او را به قتل رسانيده و آن يكي همسرش را با مردي ديده و آن دو را به قتل رسانيده، يكي ديگر ادعا مي‌كند كه همسرش به او خيانت كرده و براي همين او را كشته است و… و در تمامي موارد چون مربوط به ناموس!!! مي‌شود … نمي دانم چه بگويم . همين چند وقت پيش بود كه در اخبار تلويزيون مي گفت پس از چند ده سال كه يك مرد به جرم تجاوز در زندان بسر مي‌برده تبرئه مي‌شود و قاضي بنا بر مستندات مبتني بر تحقيقات تكميلي مي‌پذيرد كه اشتباه كرده و حكم به آزادي متهم محكوم به حبس ابد داده است، ولي به راستي چند نفر از كساني كه در ايران به اين جرم محكوم شده‌اند اگر امروز زنده بودند با تحقيق بيشتر آزاد مي شدند، چند تن از آن زناني كه در اثر شك يا توهم مردي كه خيالش از سوي قانون! آسوده است كشته مي‌شوند بي‌گناهند، در فكر محو مي‌شوم و از خود مي‌پرسم كه به راستي چرا واپسين دين الهي بدين ميزان خشن و بي رحم است؟

اما به راستي پشتوانه قوانين حامي قتل‌هاي ناموسي احكام اسلام است؟ )مواد 220 و 630 قانون مجازات اسلامي( براي پاسخ گويي بدين سوال بايد نگاهي به سير تصويب قوانين جاري بيندازيم كه در اين صورت مي بينيم اينگونه نيست، نه تنها اين قوانين براساس اسلام نيست بلكه تضادي آشكار با متن صريح قرآن دارد، در حدود يك صد سال پيش كه براي نخستين مرتبه مي خواستند براي ايران قانون بنويسند، قانون كشور فرانسه را با تغييرات جزئي به عنوان قانون ايران اعلام داشتند، در قانون فرانسه كه ميراث دوران ناپلئون بناپارت بود، موردي تحت عنوان قانون فراش وجود داشت كه به مرد اجازه مي‌داد هرگاه زن‌اش را در هم بستري با مرد ديگري ببيند مي‌تواند زنش را بكشد و قانون از مرد حمايت كرده و او را مجازات نخواهد كرد، اين قانون به مردان اجازه مي‌داد در صورت شك به زنانشان آن‌ها را بكشند و در دادگاه نيز با استناد به چنين قوانيني از مجازات‌هاي سنگين خلاص شوند، در آن سالها اين قانون به عنوان قانون كشورمان مصوب شد و در اثر اجراي آن به هنجار جامعه بدل گشت و حتي اينگونه مطرح شد كه اين موارد براساس قوانين ديني افراد مهدورالدم است و پس از پيروزي انقلاب و سرنگوني نظام پادشاهي پهلوي، اين قوانين از آنجايي كه به هنجاري قدرتمند بدل گشته بود، همچنان در جاي خود ابقا شد و هيچ كنكاشي در پشتوانه ديني آن نشد، در حالي كه قرآن كريم صريحاً در سوره النساء آيات 15 و16مي فرمايد: … و كساني از زنان شما كه مرتكب زنا شوند، جهار نفر از مسلمانان را بعنوان شاهد بر آن‌ها بطلبيد؛ اگر گواهي دادند آنان (=زنان) را در خانه‌ها (ي‌خود) نگاه داريد تا مرگشان فرا رسد؛ يا اينكه خداوند، راهي براي آن‌ها قرار دهد. و از ميان شما آن مردان و زناني كه (همسر ندارند، و) مرتكب آن كار (زشت) مي‌شوند، آن‌ها را آزار دهيد (و حد بر آنان جاري نماييد). و اگر توبه كنند، و (خود را) اصلاح نمايند، (و به جبران گذشته بپردازند) از آن‌ها درگذريد. زيرا خداوند توبه‌پذير و مهربان است


ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 22:36  توسط تحريريه خبرنامه  | 

شنبه چهارم خرداد 1387

جناب علم‌الهدی، امام جمعه محترم شهر مشهد

دیری نمی‌گذرد که از اظهارات گوهر بار جنابعالی در مورد حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش و جمله معروفی که در آن فرمودید: "اگر بگویید حاکمیت حق مردم است، مشرک هستید!" شگفت زده شدیم که جنابعالی در سخنانتان در نماز جمعه اخیر مشهد، برگ زرینی به مجموعه اظهارات خود در همین راستا اضافه کردید ولی این بار در قالبی دیگر و محتوایی دیگر، لیکن با همان لحن سابق و در مورد زنانی که در کمپین یک میلیون امضاء برای قوانین تبعیض‌آمیز فعالیت می‌کنند!

شما زنانی که برای گرفتن حداقل حقوق قانونی خود، برای داشتن سهمی در تصمیم گیری برای کودکی که به دنیا آور